عرب اسرائيلی کيست؟
 
کودکان عرب
عرب اسرائيلی اصطلاحی است که در مورد فلسطينيان ساکن خاک اصلی اسرائيل به کار می رود
عرب اسرائيلی اصطلاحی است که در مورد فلسطينيان ساکن خاک اصلی اسرائيل به کار می رود، يعنی در سرزمينهايی که تحت حاکميت دولت اسرائيل قرار دارد، هر فلسطينی که جايی غير از کرانه باختری و نوار غزه زندگی کند، عرب اسرائيلی ناميده می شود.

به اين دسته از فلسطينيان، عربهای 48 نیز می گويند، چون در سال 1948 که جنگ نخست اعراب و اسرائيل درگرفت، بخشی از فلسطينيانی که در کشور تازه تأسيس اسرائيل ساکن بودند از اين کشور خارج شدند و به کشورهای عرب همسايه پناه بردند و آنهايی که ماندند، يا آنهايی که پيش از بسته شدن مرزها در پی اين جنگ به اسرائيل بازگشتند، همين عربهای اسرائيلی کنونی اند.

با اين حال دولت اسرائيل در آمار رسمی خود، عنوان عرب اسرائيلی را بر فلسطينيان ساکن شرق بيت المقدس و همچنين ساکنان بلنديهای جولان نيز اطلاق می کند، هرچند اين دسته از اعراب بر خلاف عربهای معروف به عرب 48 تابعيت اسرائيلی ندارند و تنها از اجازه اقامت دائم در اسرائيل بهره مندند.

شرق بيت المقدس مورد اختلاف بين فلسطينيان و اسرائيل است و بلنديهای جولان بخشی از خاک سوريه است که در جنگ 1967 به تصرف اسرائيل درآمد و هرچند سوريها در جنگ 1973 توانستند بخشی از آن را از اسرائيلی ها بازپس بگيرند، بخش اعظم آن همچنان در تصرف اسرائيل قرار دارد.

ساکنان اين دو منطقه کارت شناسايی آبی رنگی دارند که با آن می توانند بين سرزمينهای اشغالی و اسرائيل رفت و آمد کنند اما گذرنامه اسرائيلی ندارند و بنابراين در صورتی که از اسرائيل خارج شوند ممکن است ديگر قادر به بازگشت به اسرائيل نباشند.

ساکنان کرانه باختری و نوارغزه که سرزمينهای فلسطينی تحت اشغال اسرائيل به شمار می روند کارت اقامت سبزرنگی دارند که با آن به دشواری می توانند به سرزمينهای اسرائيلی رفت وآمد کنند و باز هم در صورت سفر به خارج ديگر ممکن است حتی قادر به ورود به سرزمينهای فلسطينی نيز نشوند.

فلسطينيان می گويند که با وقوع جنگ 1948، اسرائيليها آنها را از کشور اخراج و خانه هايشان را تصاحب کردند اما روايت اسرائيلی ها اين است که آنان به ميل خود و با وجود اينکه دولت اسرائيل از آنها خواسته بود کشور را ترک نکنند از کشور خارج شدند.

از حدود 950 هزار فلسطينی که در اسرائيل زندگی می کردند تنها 156 هزار نفر آنها در اسرائيل باقی ماندند

همچنين گفته می شود دولتهای عربی که در حال جنگ با اسرائيل بودند و همچنين برخی روحانيون مسلمان به فلسطينيان ساکن اسرائيل اعلام کردند که از اسرائيل خارج شوند تا گرفتار آتش خودی نشوند و ارتشهای عرب بتوانند فارغ از بيم قربانی شدن آنان، دولت يهود را در هم بکوبند.

بدين ترتيب از حدود 950 هزار فلسطينی که در اسرائيل زندگی می کردند تنها 156 هزار نفر آنها در اسرائيل باقی ماندند.

اما نتيجه جنگ به سود اسرائيل تمام شد و پس از جنگ هم مرزها بسته شد و فلسطينيانی که خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند ديگر حق بازگشت نيافتند و تاکنون در لبنان و سوريه و مصر و اردن و ديگر نقاط جهان پراکنده اند.

خانه ها و اموال آنان نيز بنابر قوانينی که مجلس اسرائیل یا کنست تصويب کرده بود، به مصادره دولت درآمد و خانه هايشان در اختيار مهاجران يهودی قرار گرفت که روانه اسرائيل شده بودند.

تنها استثنا، گروهی يازده هزار نفری، معروف به ساکنان وادی عره بودند که به اردن گريخته بودند و دولت اردن براساس توافقنامه صلحی که با اسرائيل امضا کرد، آنان را به اسرائيل بازگرداند.

کنست یا مجلس اسرائيل در سال 1952 به ممنوعيت بازگشت فلسطينيان جنبه قانونی داد و اين قانون تاکنون از مهمترين نکات اختلاف ميان فلسطينيان و اسرائيل است و دولت اسرائيل هنوز حاضر نشده است به معاهده صلحی تن بدهد که حق بازگشت آن دسته از فلسطينيان را که سکونتگاه اصلی شان در خاک اسرائيل بوده به رسميت بشناسد.

بنابر آمار رسمی دولت اسرائيل، 82 درصد عربهای اسرائيلی مسلمانند، 9 درصد مسيحی و 9 درصد دروزی که البته مسلمان دانستن يا ندانستن دروزيها خود جای بحث دارد، چراکه دروزيها در اصل از شيعيان اسماعيله منشعب شدند اما باورها و آداب و رسومی برای خود برگزيدند که متفاوت و گاه مغاير با باورها و آيينهای رسمی دين اسلام است، دروزيها از اين جهت نزديک به علويهای ترکيه و سوريه و همچنين جمعيتی اند که در ايران به اهل حق و در عراق به کاکه ای شهرت دارند.

دروزيها که اغلب اطراف حيفا در شمال اسرائيل زندگی می کنند، بر خلاف فلسطينيان مسلمان و مسيحی تمايل کمتری به مخالفت و رويارويی با دولت اسرائيل داشته اند و حتی در سالهای نخست تشکيل اسرائيل و بين سالهای 1948 تا 1966 که عربهای اسرائيل تحت حکومت نظامی زندگی می کردند و حق خروج از شهرهای محل سکونت خود را نداشتند، رهبران دروزيها با دولت اسرائيل توافق کردند که در ازای خدمت جوانان دروز در ارتش اسرائيل، به دروزيها حق رفت و آمد آزاد در اسرائيل داده شود.

البته بخشی از دروزيها که جمعيتشان حدود بيست هزار نفر برآورد می شود، ساکنان بلنديهای جولانند که شهروند اسرائيلی شناخته نمی شوند و تنها اجازه اقامت در اسرائيل دارند.

فلسطينيان مسلمان عموماً سنی مذهبند اما چند روستا در نزديکی مرز لبنان قرار دارد که ساکنان آن همچون اغلب ساکنان جنوب لبنان شيعه مذهبند، هرچند بسياری از جمعيت اين روستاها جزو آن دسته اند که در جنگ 1948 از اسرائيل خارج شدند و به لبنان رفتند و پس از آن در ميان شيعيان لبنان حل شدند.

آمار رسمی دولت اسرائيل، جمعيت عربهای اسرائيلی را بيش از يک ميليون و چهارصد هزار نفر برآورد می کند که يک پنجم کل جمعيت اسرائيل را تشکيل می دهد.

رشد جمعيت در ميان عربهای اسرائيلی بيش از يهوديان اسرائيل است.

شمار عربهای اسرائيلی در سال 1952 يکصد و شصت و هفت هزار نفر بوده که طی نيم قرن جمعيتشان9 برابر شده است.

بنابر آمارهای رسمی، هر زن مسلمان در اسرائيل به طور متوسط چهار فرزند به دنيا می آورد؛ در حالی که اين رقم در مورد زنان يهود دو و هفت دهم است، همچنين نرخ رشد جمعيت در ميان مسلمانان سه درصد و در ميان يهوديان يک و نيم درصد است.

برخی آمارها حاکی از اين است که از هر چهار کودکی که در اسرائيل متولد می شود يکی از آنها مسلمان است و همچنين 42 درصد جمعيت مسلمانان زير پانزده سالند، در حالی که جمعيت در سنین زير پانزده سال يهودی بيش از 26 درصد نيست، در مورد سالمندان نيز سه درصد مسلمانان بيش از شصت و پنج سال دارند در حالی که بالای شصت و پنج ساله های يهودی، دوازده درصد جمعيت آنها را تشکيل می دهند.

چنين روند رشدی مايه نگرانی برخی يهوديان اسرائیل شده است. آنها ظاهرا بيم زمانی را دارند که جمعيت عربها از جمعيت يهوديان نيز بيشتر شود و موجوديت تنها دولت يهود در جهان، نه از خارج، بلکه بدون جنگ و خونريزی و از درون مورد تهديد قرار گيرد.

>عربها در اغلب نقاط اسرائيل ساکنند اما مناطقی که در آنها اکثريت دارند، کوهستان الجليل، منطقه موسوم به المثلث و صحرای نگب در جنوب اسرائيل است

عربها در اغلب نقاط اسرائيل ساکنند اما مناطقی که در آنها اکثريت دارند، کوهستان الجليل، منطقه موسوم به المثلث و صحرای نگب در جنوب اسرائيل است.

بيشتر عربها در روستاهای اين سه منطقه زندگی می کنند و بنابر آمار، تنها شانزده درصد شهرنشينان اسرائيلی را عربها تشکيل می دهند.

عربهای ساکن صحرای نگب عمدتاً اعراب باديه نشينند که زندگی قبيله ای دارند و به بدو، يا اعراب بدوی شهرت دارند.

بر خلاف ديگر فلسطينيان که از لحاظ تاريخی ممکن است تبار عربی نداشته باشند و همچون بسياری از مردم ديگر کشورهای عربی، تنها زبانشان به دليل تسلط اعراب، به عربی تبديل شده باشد، اعراب صحرای نگب از تبار قبائلی اند که با لشکرهای فاتح عرب در صدر اسلام از جزيرة العرب به فلسطين آمدند و همانجا ماندند، از جمله قبائل صحرای نگب، شاخه ای از قبيله قريش است که پيامبر اسلام نيز از اين قبيله برخاسته است.

بخش عمده ای از رشد جمعيت اعراب اسرائيلی به باديه نشينان صحرای نگب باز می گردد که جمعيتشان تا هشتصدهزار نفر برآورد می شود اما به علت اينکه بسياری از مردهايشان بيش از يک همسر دارند و پراولاد هستند، رشد جمعيتشان چشمگير است.

عربهای اسرائيلی به عنوان شهروندان اين کشور رسماً از حقوق مساوی با شهروندان يهودی برخوردارند هرچند در عمل، از تبعيض شکايت دارند.

عربها در تمام دوره های مجلس کنست نماينده داشته اند و اکنون هم از 120 نماينده مجلس کنست، دوازده نفرشان را عربها تشکيل می دهند.

عربهای مسلمان احزاب سياسی خودشان را دارند اما دروزيها ترجيح می دهند در حزبهای اصلی اسرائيلی، حتی احزاب راستگرا فعاليت کنند.

نائب رئيس کنونی مجلس کنست، مجلی وهبه که عضو حزب راستگرای کديماست، عرب دروزی مذهب است.

صالح طريف

تاکنون دو عرب توانسته اند در اسرائيل به کابينه راه يابند: صالح طريف که دروزی مذهب است و سمت وزيرمشاور داشته و غالب مجادله که مسلمان است و اکنون در دولت امير پرتز، وزير مشاور است.

در دستگاه قضائی تاکنون يک عرب مسلمان توانسته به مدت نه ماه رئيس يکی از شعب ديوان عالی باشد و يک عرب مسيحی هم رياست دائم يکی از شعب ديوان عالی را دارد.

در دستگاه سياست خارجی، نواف مصالحه نخستين عرب مسلمان بود که به سمت معاونت وزارت خارجه دست يافت و علی يحيی که او هم مسلمان است، نخستين عرب اسرائيلی است که به مقام سفارت رسيد.او در سال 1995 سفير اسرائيل در فنلاند شد و اکنون سفير اسرائيل در يونان است.

از ميان دروزيها هم وليد منصور سفير اسرائيل در ويتنام و رضا منصور، سفير اسرائيل در اکوادر شده است.

عربها حق دارند مدارس خود را داشته باشند و به زبان خود درس بخوانند، هرچند فراگيری زبان عبری هم در مدارس برای آنها اجباری است.

با اينکه در اسرائيل خدمت نظام وظيفه حتی برای دختران اجباری است، عربهای مسلمان و مسيحی عملاً از خدمت نظام وظيفه معاف می شوند اما دروزيها بر اساس توافقی که سالها قبل کرده اند اجباراً به خدمت فراخوانده می شوند و برخی از آنها در خدمت ارتش به درجه ژنرالی و مناصب بالايی همچون فرماندهی نيروهای مرزبان رسيده اند.

هرچند شماری از عربهای مسلمان و مسيحی هم هستند که به ميل خود به سربازی می روند.

گروهایی از عربهای اسرائيلی با اينکه تابعيت اسرائيلی دارند اما همچون فلسطينيان ساکن سرزمينهای اشغالی در مبارزه عليه دولت اسرائيل شرکت دارند و بسیاری ازعاملان بمبگذاريهای انتحاری در شهرهای اسرائيلی، عربهای شهروند اسرائيلند.

در کنار عربهای اسرائيلی، عربهای يهودی نيز هستند که همچنان به زبان عربی صحبت می کنند و در واقع يهوديانی اند که يا از ديرباز در فلسطين زندگی می کرده اند يا اينکه از کشورهای عربی به فلسطين و سپس اسرائيل کنونی کوچيده اند.

اين دسته از يهوديان، عمدتاً به اين دليل که بنابر تعبير رسمی دولت اسرائيل، يهوديت علاوه بر مذهب، قوميت نيز محسوب می شود، خارج از عربهای اسرائيلی طبقه بندی می شوند، هرچند در ميان مردم اسرائيل به عرب يهودی شهرت دارند.

 
  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦