باز گشت به امارت طالبان و حکمتیار

يكشنبه ۱۴ عقرب ۱۳۸۵

اندیشمند


رئیس جمهور کرزی باری در یکی از سفر های خارجی خود به تعدادی از دیپلوماتهای افغان گفته بود که اگر این جنگ سالارها بسیار مجبورم کنند، حکومت را به طالبان و حکمتیار میسپارم. در حالیکه این اظهار کرزی در آن زمان بگونۀ شوخی و طنز آمیزی غرض تهدید و ترساندن رقیبان او در داخل دولتش بود اما به نظر میرسد که اکنون آن تهدید در شرایط جدید تحول و انکشاف اوضاع حالت جدی و واقعی می گیرد.


بدون هیچ تردیدی می توان گفت که اگرروزی سقوط دولت کنونی افغانستان به زعامت حامد کرزی قطعی و حتمی شود، رئیس جمهور و تیم همراه و اصلی او در حاکمیت قلباً در صدد صعود امارت طالبان و حکمتیار بدنبال این سقوط خواهند شد. هرچند که رئیس جمهور قلباً از انکشاف اوضاع در چنین مسیری که تخت و تاج خود را از دست میدهد، نا خشنود و ناراض باشد. هنوز بدرستی مشخص نیست که امریکایی ها و حامیان اروپایی دولت رئیس جمهور کرزی چه زمانی با دست کشیدن از حمایت این دولت زمینه های چنین سقوط و صعودی را مساعد میکنند، اما نشانه هایی از شکل گیری چنین رویدادی در آتیۀ دگرگونی و تحول سیاسی – نظامی کشور از همین اکنون قابل مشاهده است. مسلماً دگرگونی که یک عقبگرد قهقرایی در تمام عرصه های حیات جامعه وکشور ما محسوب می شود. 

ایالات متحدۀ امریکا طی این پنج سال گذشته از انجام هرگونه کار زیربنایی و اساسی که متضمن استحکام دولت، گسترش حاکمیت قانون، ثبات دراز مدت، انکشاف و پیشرفت پایدار در تمام عرصه های حیات افغانستان باشد، خود داری کرد. حتی در عرصۀ نظامی و امنیتی که در آغاز تشکیل حکومت کرزی از تجهیز و تقویت ارتش و پولیس توسط سلاح و تجهیزات امریکایی سخن در میان بود، اکنون پس از پنج سال خبری از آن سلاح و تجهیزات نیست. اکنون امریکایی ها چه از طریق سازمان ملل و چه بگونۀ مستقیم خودشان نیاز مذاکره و مصالحه با طالبان را مطرح میکنند. این در حالی است که انگلیس ها عملاً در هلمند با طالبان به آتش بس پرداختند و پس از تحمل تلفات شدید، ولسوالی موسی قلعه را به طالبان رها کردند. دیگر این یک راز سر به مهر و پوشیده ای نیست که امریکایی ها پس از سرنگونی رژیم طالبان دست پاکستان را در تقویت و ظهور مجدد طالبان باز گذاشتند. علاوه برآن، آنها هیچ گامی را در راستای حل ریشه ای اختلاف و منازعه میان کابل و اسلام آباد برنداشتند.  بدون تردید ظهوردوبارۀ طالبان و قدرت نمایی گلبدین حکمتیار در سایۀ سیاست و عملکرد امریکایی ها درمورد افغانستان پرسش بر انگیز و شگفت آور است. آیا امریکایی ها، افغانستان را دوباره به پاکستانیها واگذار خواهند کرد؟ 

سیاست پنهان کاری و غیر شفاف دولت افغانستان و نیروهای نظامی خارجی در مورد وضعیت جنگ با طالبان یکی از نکات پرسش بر انگیز دیگریست که به ابهام و پیچیدگی اوضاع می افزاید. دولت افغانستان و ناتو ترسیم روشنی از وضعیت نظامی طالبان و گلبدین حکمتیاردر مناطق جنوب و جنوب شرق ارایه نمیکنند. آنها در مورد موسی قلعۀ هلمند با تناقض صحبت می نمایند. در حالیکه عملیات نظامی تابستان سال جاری (1385- 2006) را در پنجوایی قندهار از مؤفق ترین عملیات تصفیوی خود اعلان کردند و از بازسازی پنجوایی به عنوان نمونه در میان ولسوالی های افغانستان نام بردند، اما بعداً دیده شد که طالبان در پنجوایی جنگ را از سر گرفتند. کسانیکه در مناطق جنوب و جنوب شرق رفت و آمد دارند از قوت و نیرومندی رو به افزایش طالبان سخن میگویند. 

در چنین اوضاع مبهم و پیچیده، رئیس جمهور کرزی در پیامی ازملاعمررهبر طالبان و گلبدین حکمتیاررهبرحزب اسلامی طالب مذاکره و گفتگو شد. در حالیکه قبل از تقاضای کرزی، ملاعمر و حکمتیار در پیام های خود بمناسبت عید رمضان از پیروزی خویش در جنگ علیه نیروهای خارجی و حکومت دست نشاندۀ آن سخن گفتند. حکمتیار پیام خود را با قدرت نمایی و از موضع یک رهبر ملی و آزادیبخش! صادرکرد. پیام او حکایت ازپیروزی قریب الوقوع موصوف در بیرون راندن نیروهای خارجی و دسترسی به قدرت سیاسی داشت. روزهای بعد از این پیام گلبدین حکمتیار بود که هفتۀ گذشته (جمعه 27 اکتوبر 2006) رئیس جمهور کرزی او و ملاعمر رهبر طالبان را به گفتگو دعوت کرد.  در اینکه گفتگو و مذاکره با هرکسی از جمله با گلبدین حکمتیار و ملاعمر بمنظور ختم جنگ و تحقق صلح و ثبات یک امر مثبت است، شاید نتوان تردیدی داشت؛ اما آنچی که در این میان مایۀ نگرانی محسوب می شود، انطباق تفکر طالبان و قرائت گلبدین حکمتیاراز اسلام با قوانین موجود کشور و ارزش های رایج در عرصۀ سیاسی و اجتماعی از یکسو و از جانب دیگر ابهام و پنهان کاری دولت در مورد این گفتگو ها است. رئیس جمهور کرزی در حالی گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی را به گفتگو فرا می خواند که حزب موصوف بیشتر از هر حزب و گروه جهادی و غیر جهادی درحکومت کرزی، وزیر، والی، رئیس و ولسوال دارد. وبسیاری از این مقامات دولتی وابسته به حزب اسلامی با رهبر خود در ارتباط اند. ازجانب دیگر دفاترحزب اسلامی حکمتیار در شمشتوی پشاور فعال است و غرض جنگ با دولت کرزی و علیه حامیان خارجی اش به همکاری و حمایت پاکستان سرباز و نیرو تنظیم میکند. و از سوی دیگر شخص گلبدین حکمتیار در میان جنگجویان اسامه بن لادن و القاعده در نواحی مرزهای شرقی کشور با پاکستان قراردارد. او چند ماه قبل، انقیاد و اطاعت خود را در جنگ، از فرماندهی تروریستان عرب القاعده درافغانستان اعلان کرد. گلبدین حکمتیار همچون دوران صدارت خود در دولت مجاهدین که در چهار آسیاب کابل در دونقش متضاد صدراعظم و راکت زن ظاهر شد، اکنون نیز با دولت کرزی مشغول یک بازی دوگانه است. 

هنوز که از پیروزی رهبر حزب اسلامی در این بازی دوگانه خبری نیست، سخنگوی اسبق حزب اسلامی حکمتیارهفتۀ قبل (1نومبر2006) درگفتگوبا رادیو بی.بی.سی ازمخالفت حزب مذکوربا آزادی های موجود مدنی واجتماعی در افغانستان سخن گفت. او اظهار داشت که حزب اسلامی تنها به آزادی های مطابق به اسلام در افغانستان اجازه خواهد داد. البته موضع طالبان و ملاعمر در مخالفت با آزادی و ارزش های جامعۀ مدنی و دمکراسی شدید تر از موضع رهبر حزب اسلامی در پیام اخیر رهبر طالبان منعکس گردید. نکتۀ مصیبت بار و وحشتناک در این موضع گیریها و اظهارات رهبران طالبان و حزب اسلامی و سخنگویانشان همین انگشت گزاری و تأکید آنها در انطباق اسلام با آزادی ها و تحولات اجتماعی و سیاسی است. زیرا آنها برداشت و تعبیر خود را درمورد مسایل مختلف به عنوان اسلام و شریعت اسلامی ارایه می کنند و با زور و خشونت به جامعه تحمیل میدارند. هیچ معیار و میکانیزمی وجود ندارد که قرائت و تعبیر آنها را در مورد اسلامی بودن و نبودن مورد سنجش و داوری قرار دهد. هر گونه تفسیر متفاوت و متناقض با نظریات آنها و هر گونه مخالفت با باور و استنتاج آنها، غیر اسلامی و غیر شرعی تلقی می شود. درچنین حالت است که اسلام به عنوان ابزارسلطه واِعمال خشونت ازسوی آنها مورد بهره برداری قرارمی گیرد. آنگونه که هم گلبدین حکمتیار و هم طالبان در گذشته با وحشتناکترین شکل از اسلام استفادۀ ابزاری کردند.  

در حالیکه موضع مبهم امریکایی ها، هوشدار فرمانده ناتو مبتنی بر بازگشت طالبان تا شش ماه دیگر در صورت عدم بهبود اوضاع، نیرومندی و سلطۀ روز افزون طالبان در جنوب و شرق و موضع گیری های غیر شفاف و مبهم کرزی در مورد تماس و گفتگو با ملاعمر و گلبدین حکمتیار،باز گشت امارت طالبانی و حکمتیار را در افغانستان به یک موضوع پرسش برانگیز، پیچیده و نگران کننده مبدل کرده است، موضع اخیر برهان الدین ربانی در مورد طالبان به این نگرانی و پیچیدگی می افزاید. وی به گزارش خبر گزاری “ایرنا” هفتۀ گذشته در مصاحبۀ اختصاصی با روزنامۀ “واکیت” ترکیه اظهار داشت که در صورت ورود طالبان به کابل با نیروهای طالبان نمی جنگد. همچنان او از دیدار برخی رهبران جبهۀ متحد سابق معروف به ائتلاف شمال با طالبان سخن گفت. هر چند موصوف اظهار داشت که دیدار و ملاقاتی میان او وطالبان صورت نگرفته است اما از گفتگوی موصوف در روزهای اخیر عید رمضان با نمایندگان طالبان و گلبدین حکمتیار در شهرجدۀ عربستان سعودی صحبت می شود. هنوز از واکنش رسمی رهبر جمعیت اسلامی در مورد اظهارات او و گفتگویش با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار خبری انتشار نیافته است، اما صحت و درستی این ادعا ها می تواند احتمال با زگشت امارت طالبانی و حکمتیار را در افغانستان تقویت کند. البته این امر جای بحث دارد که آیا تصمیم رهبران جبهۀ متحد مبنی بر پذیرش امارت طالبان آنگونه که در اظهارات رهبر جمعیت اسلامی بارتاب یافت، به پایان منازعه و جنگ می انجامید یا خیر؟ صرف نظر از هر موضع گیری و دیدگاهی که رهبران جبهۀ متحد سابق طالبان در تایید امارت طالبان و نظام طالبانی داشته باشند، سقوط مجدد افغانستان در دامن امارت طالبان و حکمتیار هیچگاه به استقرارصلح، ثبات، پیشرفت و عدالت در کشورنمی انجامد. بازگشت امارت طالبان به افغانستان بازگشت منازعۀ خونین و پایان ناپذیر، بازگشت جهل، تبعیض و بی عدالتی در افغانستان خواهد بود. 


  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥