انسان و حقوق آن در غرب!

زمانيکه در افغانستان بودم نظر به علاقه ای که به شنيدن اخبار داشتم، هميشه کوششم اين بود تا حد ممکن ازوضع جهان  مطلع باشم. در پهلوی سائر مطالب و موضوعات يکی از مسائلی که ذهنم را مشغول ميکرد، مسئله ای حقوق بشر، حقوق انسان  در سطح جهان وجالبتر اين بود  که هميشه از جانب کشور های به اصطلاح پيشرفته و دموکرات ، انتقادات شديدی در رابطه بمسائل فوق به آدرس کشور های جهان سوم و بخصوص کشور های اسلامی  مطرح  می کردند.  

نظر به وضع رقت باری که انسان  در جامعه ای ما داشت و دارد،  هميشه آرزو داشتم تا بتوانم ببينم که حقوق انسان و بشر  را  کشور های غربی که اين همه  از اش دم می زنند چگونه حل و اعاده کرده اند.

متآسفانه از بد حوادث  مجبور به ترک وطن شده  و  بيشتر از ده سال است که در يکی از مدرن ترين و دموکرات ترين کشور های دنيا که در مسائلی چون حقوق بشر وانسان و تابو شکنی حرف اول را ميزند، زنده گی ميکنيم و در اينجا،  حل و معنی مفاهيم گنگ قبلی را به چشم سر مشاهده و با پوست جان لمس می کنم.

انسان در اينجا موجودی است ميان خالی و تنها، آدمی است ماشينی  دارای روح  پژمرده ، و به تعبيری حيوانی است اقتصادی و مصرف کننده ای محض،  که تقريبآ همه ای عواطف والای انسانی که در شرق می شود انسان  را  با آن  تعريف کرد، در او مرده  و يا  بسيار ضعيف است.     

به گفته ای دانشمندی ((ماشين زده گی مادی و فرهنگ بورژوازی مصرفی دنيا که از انسان حيوان اقتصادی ساخته و بشريت را در اوج قدرت علمی و صنعتی اش از درون پوک و پوچ، و خشک و کم عمق ، و آدمها را نيرومند و زرنگ ، اما پست و حقير و از نظر اخلاقی و روحی ضعيف کرده است.))            

بلی اينجا انسان در اثر جبر ماشين و سرمايه همه چيزش را از دست داده ، هر روز از بام تا شام بايد با ماشين کار و رقابت کند و زمانيکه از کار فارغ می شود با نفرتی که از کار و ماشين دارد به سر عت فرار کرده و خود را به لانه اش ميرساند  تا  بخوابد و تجديد قوا کند تا روز ديگر و صبح ديگر به وقت معين به مسابقه ای ديگر حاضر باشد. او آنقدر خسته است که هيچ توان فکر کردن  ندارد.  يعنی قدرت فکر و تفکر از اش گرفته شده و آنقدر در خود غرق است که به هيچ چيز جز خودش نمی انديشد. اصطلاحات چون خانواده ، فاميل ،اقارب و دوستان برايش  کمرنگ و حتی  بی  معنی است ، علاقه ای به تشکيل خانواده ندارد.   زير بنای فکری ، ديد اجتماعی ، اطلاعات و باورهايش را رسانه های خبری ۲۴ ساعته که اهداف و پاليسی های مشخصی  را  دنبال ميکند ، ميسازد و بس(ميد يا کراسی). و اين انسان بايد روز ها و سالها با ماشين بدود تا اينکه تمام  قوايش  به تحليل رفته و در آخر مانند  شئ  بی ارزش از جامعه بدور انداخته شده و در زندانی بنام خانه ای کلان سالان تنها و بی کس به حبس ابد محکوم می گردد. قرار ارقام رسمی بيشتر از دوصد هزار نفر از کهن سالان هالند ،  در سال حتی يک بازديد کننده و ملاقات کننده ندارند و هر سال به  اين تعداد اضافه شده می رود.   

در اينجا حقوق بشر طوريکه در بيرون پر زرق و برق تبليغ و جلوه داده می شود نيست. تبعيض زبانی ،  تبعيض نژاديِ، تبعيض مذهبي، تبعيض اجتماعی در تمام ساحات زنده گی شديدآ ملموس است و بيداد می کند و اقليت های نژادی ومذهبی ازاين نقطه ای  نظر سخت در  رنج اند  و با وجود اينکه نسل دوم و سوم اند که درين جوامع زنده گی می کنند هنوز  منحيث آدم های رده ای دوم يا درجه دوم با ايشان برخورد می گردد با داشتن ديپلوم و تحصيلات مساوی  زمينه ای کار برايشان کمتر مساعد ميگردد، محدوديت های مذهبی روز به روز بيشتر می شود.  جريانات وحوادث اخير در فرانسه مشتی است نمونه ای خروار و برداشتن پرده از روی حقوق بشر در غرب، حوادث طوفان کاترينا امريکا و بی تفاوتی تبعيض آميز مقامات  امريکا نمونه ای ديگری از حقوق بشر در غرب بود.  

در همين غرب دها هزار انسان از نقاط مختلف دنيا نسبت مشکلات سياسی و مصائبی  که دامن گير شان شده ،  فريب  سراب حقوق بشر غرب را خورده و به اينجا پناه آورده اند ،  سالهای سال است که  در زندان های  مدرنی  بنام  کمپ و لا گر  به  بد ترين  شيوه توهين ،  تحقير  و شکنجه ای روحی  می شوند  و بدون سر نوشت به سر می برند. و از اشتباه و فريبی که در اثر تبليغات غرب در مورد حقوق بشردر غرب  خورده اند  تعدادی  ديوانه و تعدادی هم دست به خودکشی زده اند.  و هيچ سازمان  حقوق بشری و رسانه ای  نيست که به حال  دها هزار انسان  مآيوس و نا اميد و رنجور که جرم شان جز تعلق داشتن به رنگ ، نژاد ، زبان  و مذهب ديگر است ، رحم و توجه کند.  تو گويی اينها اصلآ  بشر و انسان نيستند. 

و اين در حاليکه همين کشور ها بی شرمانه  دست از آستين  درازتر خود  را  ناجی يان  حقوق  بشر  در جهان شمرده ، و از نام  زيبای  حقوق  بشر منحيث  رو  پوش   جهت  بر آورده  ساختن اهداف شوم  سياسی  شان استفاده  نموده  و  کشور های  ديگر را مورد انتقاد ، تهديد  و حمله قرار ميدهند.

نگهداشتن دها هزار پناهنده ای سياسی ( اعم از زن مرد و طفل ) در کمپ ها لاگرها بدون سرنوشت برای ساليان متمادی  شامل کدام موازين حقوق بشر است؟

آيا داشتن زندا نهای خصوصی غير قابل دسترس  در کشور های  ديگر و زندانی نمودن  هزاران انسان بدون محاکمه و بدون دسترسی به وکیل قانوني،همراه با  توهين، تحقير، تجاوز ونگهداشتن شان سالهای سال ، که حتی سازمانهای خود ساخته ای  بشر شان هم  دسترسی  به آن را ندارد. شامل کدام يک ازقوانين حقوق بشر است؟  

اشغال و تجاوز سرزمين فلسطين ، قتل عام ، تخريب  وجنايات بی دريغ وآشکار اسرائيل و حمايت قاطعانه ای سردمدار حقوق بشر از ازاين جنايات درج کدام آئين نامه ای حقوق بشر است. 

تجاوز به عراق و قتل دها هزار انسان ، ويرانی  و جنايات زندان ابو غريب نمايان گر کدام نوع خقوق بشر است؟    

آيا آنها انسان نيستند؟ آيا آنها آرزو و اميد  ندارند؟ آيا آنها زن، فرزند، مادر پدر، خواهر و برادر و اقارب ندارند؟ چی با زندانی ها  می گذرد و چگونه به ايشان رفتار و تجاوز می شود؟      

                                                                                                  کی ميداند؟؟؟؟؟   

                                                                                       شمس از هالند

                                              ۲۱ عقرب ۱۳۸۴

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٤