نشنلیزم کور قومی در ادارات بیداد میکند

اگر بخواهیم واقعاً این وطن را وطن بسازیم باید حقایق را به بر رسی بیگیریم ، گره ها را بکشاییم در غیر آن با حلوا ، حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود و تلاش برای فریب دادن دیگران با الفاظ و انتخاب شیوه های نامردانه در عمل در نهایت جز رسوایی چیزی را به دنبال نخواهد داشت.هیچ شکی درین نیست که یک ربع قرن کشمکش ، جدال ، نفاق و تحرکات سیاسی باعث آن گردیده است که درین سر زمین دیگر حتی یک انسان هم که حقایق را نداند و خوب را از بد تفریق نکند وجود ندارد ، امروز همه میدانند که شیر سفید است و دلیه شور.

همه میدانیم که این وطن متعلق به همهِ ساکنان امروزی این سر زمینست و هیچ قومی ، گروهی یا فرقهِ فرمان مالکیت شخصی آنرا ندارد که اگر داشته باشد هم تقلبی و ناچل است.این سر زمین سر زمینیست که هر قوم ساکن دران قرنها وقرنها دران حاکمیت داشته و فرمان رانده اند که البته مهم طول زمان نیست بلکه مهم دستاورد ها و افتخاراتیست که میشود امروز بران بالید ، این سر زمین تاریخ صد ساله یا دوصد ساله ندارد که همه هست و بود خویش را دران خلاصه نماییم بلکه تاریخ تکمدان و فرهنگ این سرزمین از مرز 5000 سال هم فراتر رفته است، روزگاری تاجیکها با شکوه و جلال هر چه بیشتربران فرمان رانده اند و تمدنها  افتخارات جاویدانرا آفریده اند ، زمانی هم ازبکها با امیر علی شیر والغ بیکشان مشعل تابناک تمدن و فرهنگ را فروزان نموده اند، زمانی هم اجدادهزاره ها حاکم این مرز وبوم بودند و سالیانی هم پشتونهاپرچمدار حاکمیت و کشورگشای بوده اند که در همه این زمانه ها اگر قوم حاکم امتیازاتی بیشتری را داشت ، اقوام دیگر نیز سهم بزرگی در ادارهِ کشور و پیشبرد امور داشتند اما این بدان معنی نیست که امروز هرکدامی این قوم به تنهای ادعای میراث نموده و دیگران را حاشیه نشین و تماشاگر نماید بلکه زمانی آن فرارسیده است تا همه دست بدست هم داده افتخارات گذشتگان خود را بصورت مشترک و دسته جمعی زنده سازند و ثابت نمایند که واقعاً وارثین اصلی نیاکان خویشند نه اینکه با ایجاد تفرقه و نفاق و خود خواهی همین یک پارچه سر زمینی را که از آن آریانای کبیر و خراسان بزرگ برجا مانده پاره پاره نموده و از نقشهِ جهان محو نمایند.

آنچه که درین سالهای سخت و دشوار گذشت یک نکته را به همگان روشن ساخت که افغانستان خانهِ مشترک همه ساکنان این سر زمین بوده و هیچ قو می ، قبیلهِ، ملیتی یا گروهی نمیتواند بابکار برد زور وزر و تزویر یا به کمک خارجیها دیگران را نفی کرده و خواستهای خود را به آنها تحمیل نماید و عاقلانه است تا بدین نتیجه برسیم که اگر همگان میخواهیم درین گوشهِ دنیا دارای سر نوشت ، وطن ، عزت ، آبرو و شرف باشیم بهتر است همدیگر را تحمل نماییم ، حقایق موجود را در نظر بیگیریم و همه ساکنان این سر زمین را بدون در نظر داشت قوم و قبیله و نژادو مذهب و دیگر تعلقات دارای حقوق ووجایب و مسوولیتهای یکسان دانسته و این حقیقت را در عمل پیاده نماییم نه اینکه در گفتار شعار وحدت ملی را سر دهیم اما در عمل همه چیز را برای خود وقوم و فرقه و بستگان خودبخواهیم.

 جابجایی افراد در بعضی پستها و نهاد های دولتی همین حالا بگونهِ است که اگر جلو آن گرفته نشود کشور مارا به پرتگاهی دیگر سوق میدهد.هستند اداراتی که مسوولین بصورت آگاهانه و سازمان یافته بیشترین کارمندان را از قوم و قبیلهِ خود مقرر نموده و پستهای کلیدی، پول ساز و امتیاز خیز را رد اختیار وابستگان نزدیک خود قرار داده اند.همین حالا هستند اداراتی که از پیاده گرفته تا وزیر ومعین و ریس از یک قوم انتخاب شده و زمانیکه انسان دران ا داره ها قدم میگذارد گمان میبرد که در دفتر یک حزب راسیست گام نهاده است نه یک ادارهِ دولتی یک کشور کثیر المله. این مهم نیست که مسوول اداره مربوط به کدام قومست اگر تاجک است بیشترین پرسونل اساسی را از تاجیکها انتخاب میکند و اگر پشتون است از پشتونها، اگر ازبک است از ازبکها و اگر هزاره است از هزاره ها. ایکاش که این انتخاب به اساس معیارات قومی میشد که چنین نیست اگر نه حد اقل یک قوم اگر به یک وزارات قناعت میکرد قومی دیگر به وزارتی دیگر قناعت میکرد بلکه درین انتخاب نیز خویشاوندی ، پیوندها و روابط شخصی در همان قوم باز رعایت میشود.در یک کلام هستند اداراتی که همینقدر مانده در دروازهِ آن نوشته شود این وزارات مربوط فلان قومست هر قومی دیگر اگر دعوی کند جگرش کباب شود.اگر این وضع ادامه یابد آتش نفاق و اختلافات قومی ، قبیلهِ و گروهی تیز تر شده و زمینه برای رشد گرو ها و سازمانهای راسیست ، قومگرا ، قبیله گرا و سمت گرا مساعد شده و رویایی ایجاد یک کشور واحد ، رسیدن به تفاهم همگانی عملی و ایجاد وحدت ملی واقعی وراستین که تاکنون هرگز درین سر زمین تحقق نیافته و فقط در سطح شعار باقیمانده است ، هیچگاهی به حقیقت نخواهد پیوست.جهت علاج این مرض خطرناک و مهلک راه اساسی اینست تا پارلمان کشور دست بکار شده کمیسیونهای را موظف نمایند تا کیفیت ، کمیت و ترکیب ادارات دولتی را بصورت دقیق و منصفانه بر رسی نموده و زمینهِ رعایت اصل تقسیم عادلانهِ وظایف و مسولیتها را در ادارات دولتی مساعد سازند.آنعده از مسوولینی را که به بیماری روانی و غیر قابل علاج قوم گرای، قبیله گرای ، سمت گرای و فرقه گرایی مصاب اند از راس ادارات کنار بزنند و افراد خبره، کارفهم ، با احساس ، افغانستان گرا ، عادل ووطندوستی را که همه باشندگان این سر زمین را بیک چشم دیده و فرقی برای آنها قایل نباشند به کار گمارند تا همه ساکنین کشور خود را در ادارهِ کشور سهیم بدانند بهتر است تا جهت تقسیم عادلانهِ مسوولیتها ووجایب، ترکیب ادارات را بصورت عادلانه با در نظر داشت حقایق موجودِ جامعهِ ما رعایت نماینداگر در یک اداره وزیرپشتونست باید معینانش از اقوام دیگر باشد اگر ریس تاجک باشد بهتر است تا معاونانش از اقوام دیگر باشند، نباید مسوول درجه اول و دوم یک اداره از یک قوم باشد در غیرآن اگر همه مسولین از یک قوم ، گروه یا فرقه باشد باید فاتحه اداره و در نهایت کشور را خواند که در چنین حالتی رسیدنبه آرمان وحدت ملی واقعی، رفاع اجتماعی و تفاهم سراسری محالست و جنونست و خیال.اگر صدها میلیارد دالر بدین سر زمین سرازیر شود تا زمانیکه یک ادارهِ سالم ، دلسوز وواقعبین بوجود نیاید این وطن آباد،آرام و آزاد نمیشود.تا زمانیکه افراد دلسوز ، کار فهم ، با احساس و افغانستانگرا در راس کارها قرار نگیرند گلیم بدبختی مردم ماجمع نخواهد شد.

  • تا زمانیکه افراد به اساس شناختهای شخصی ، پیوندهای خونی ، تعلقات قومی و قبیلوی ووابستگیها گروهی به کار گمارده شوند آبادی این سر زمین افسانهِ بیش نیست.تا زمانیکه افراد راسیست (نژاد پرست) ، قومگرا ، فرقه گرا و سمت گرا در راس ادارات و پستهای مهم قرار دارند نباید به سعادت مردم این سر زمین دل بست. یکی از راهِ حلهای معضلات کنوننی جامعهِ ما بدور ریختن زباله های متعفن قومگرایی ، فرقه گرایی و سمت گرایی و حامیان این پدیده های شوم و ننگین از حریم ادارات دولتیست، باید این جراثیم را به هر قوم و ملیتی که تعلق دارند ، بهر فرقه و گروهی که وابسته هستند هر چه زود تراز رهبری ادارات و تاسیسات دولتی بدور افگند در غیر آن مرض مهلک آنها که سخت ساری است بدیگران منتقل شده و ایپیدمی وحشتناکی را که خطر ناکتر ازانفلونزای مرغانست بوجود خواهد آورد.

 داکتر خاکساری

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٥