پنجشنبه، 24 فروردين، 1385

راه ابریشم

راه ابریشم که طی قرون متمادی بمثابه شاهرگ حیاتی پیوند تمدن شرق و غرب به شمار میرفت ، به کاروانهای تجارتی و سوداگران بیباک و ماجرا جو امکان آنرا میداد تا از دامنه های سر سبز و وادی های برفگیر گذشته گردنه های خوفناک و هراس انگیز هندوکش را در نوردند، سطوح مرتفع پامیر را لگد کوب کرده ، نماد های تمدن  روم و یونان کهن را به سر زمینهای آفتاب تابان و مزارع ابریشم در چین ببرند ، در عوض کوله بار های ابریشم را که دران زمان در شمار گرانبها ترین امتعهء تجاری رده بندی میشد از سر زمین چین به شهر های بزرگ ایران و هند و انطاکیه بیاورند. کاروانهای که در مسیر راهِ ابریشم حرکت می کردند از کرانه های شرقی بحیرهِ مدیترانه تا قلب چین در وسط آسیا نفوذ میکردند. این راه را بخاطر جادهِ ابریشم میگفتند که ابریشم و پارچه های ابریشمی که در کشور چین تولید میشد در قلمرو امپراتوری روم خریداران زیاد داشت بنا برین بیشترین قسمت کالاهای تجارتی را که از چین بار گیری میشد ، ابریشم و محصولات آن تشکیل میداد. این کاروانها بصورت قطار های طولانی شتر بار بصورت مداوم از کاشغر و ختن بسوی شام و بنادر بحیرهِ روم در حرکت بودند. بر علاوه بعضی محصولات معدنی ، نباتی و حیوانی افغانستان از قبیل لاجورد، پشم ، قالین و میوهِ خشک با مال التجارهِ هندی چون پنبه، تیل ، مواد معطر نباتی و مساله جات نیز از همین جاده به آسیای غربی میرسید و ازانجا به تمام قلمروی امپراتوری روم میرسید. دران زمان که راههای آبی غیر قابل عبور بود کاروانهای بزرگ تجارتی از سر زمینهای شام وهند ، یونان و ایران همگام با غریو جرسها و جشن بوسه های وداعیهء بستگان مسافران از جان گذشته بسوی شرق در امتداد راه ابریشم براه می افتاد ، صدها شب بروز میرسید و صد ها روز شام میشد ، این کاروانها همچنان ره میبریدند تا امتعهء تجارتی خویش را یکجا با داشته های فرهنگی ، سنتهای بومی و عقاید و سنن دینی جوامع خویش به سر زمین افسانوی چین بر سانند. این کاروانهای گرانبار از سر زمینهای شام که قطعه از امپراتوری روم بود بار بندی میشدند ، رود فرات را عبور میکردند ، همدان وری را پشت سر گذاشته وارد دروازه دامغان میشدند ، روزگارانی درازی میگذشت تا کاروانها به ام البلاد میرسید ، درانجا نفسی تازه میکردند و دو باره در مسیر راه ابریشم براه میافتادند ووارد سر زمینهای افسانوی تخارستان وبدخشان میشدند ، در پای کوهستانهای پوشیده از برف هندوکش ،دریاهای خروشان کوکچه و جیحون به پیشواز شان مینشست ، تنگه های مرگ آفرین و گردنه های هولناک را در مینوردیدند ، جلگه های وسیع و سنگزاران سترون را میپیمودند تا آخر الامر خود را بپای برج سنگی که بنام "لیتنوس پیرگوس" که در یکی از دره های پامیر در پای کوههای "کومد" دامن گسترده بود میرساندند این برج سنگی که میعاد گاه تمدنهای بزرگ ایران ، یونان، هند و چین باستان بود ، به گمان اغلب در ساحهء بین واخان ، پامیر خورد و سر چشمهء یارقند دریا در شمال گردنهء" مینتکه" موقیعت داشت که اکنون اگر مانند مجسمه های بزرگ بودا منفجر نشده مانندی سر زمینهای افسانوی وشهر های پر رونق مسیر شاهراه ابریشم از حافظه تاریخ زدوده شده است.

ازانسو تاجران چینی امتعهء خویش را که بدون شک زیادترین آن محموله های ابریشم بود از پایتخت هان های تانی شهر" هونان فو" بارگیری نموده ، با طی صد ها کیلومتر راه خود را بپای برج سنگی میرساندند. در کاشغر راه بدو قسمت میشد. راهِ شمالی بطرف "کوچا" میرفته و ازانجا راهِ قره شهر را که احتمالاً "اکساتای" قدیم است پیش میگرفت. راهِ جنوبی از کاشغر شروع شده ، از طریق یارکند و ختن و نیا به "میران" واقع در" مونبور" یا لیوان میرفته است. این دو راه در توینگ هوانگ بهم متصل میشد.این اولین شهر سرحدی چینست. سپس جاده ابریشم پس از عبور از خط واحه های "کانسو" وارد چین میشد و به شهر "چانگ نگان" با عبور از "سینگان فو" میرسید ، بعد به لویانگ ، هونان فو، پایتخت هان های ثانی منتهی میشد.از همین راه است که کاروانهای چینی در قرن اول میلادی ابریشم را به پای" برج سنگی می آوردند و درانجاآنرا با مال التجاره های ایرانی و رومی که از" تیسفون" یا "انطاکیه" آمده بود معاوضه میکردند. راه ابریشم که از افغانستان عبورمیکرد ، راه زیارت عبادتگاههای بودای ها نیز بود.ازین راه در چهار قرن اول میلادی ، مبلغین بودای چین پس از پیمودن راه ترکستان شرقی و افغانستان خود را به معابد بودای از گندهارا تا مگادا میرسانیدند. و از همین راه است که عدهء از مبلغین بودای افغانستان مذهب بودا را به چین بردند. چه کسی میتواند تصور کند که این دره های خاموش،  دریاهای خروشان و کوهستانهای صامت روز گارانی دیر پای طی قرون متمادی شاهد شیهه اسپان و هیاهوی استورانی مستی بودند که زمینهای خارای را لگد کوب نموده،  چشم خورشید را از گرد و غبار،  خیره میکردند ، شاهراه ابریشم طی قرون متمادی معرف فرهنگ والا و نظام کشور داری بلندی بود که  ساکنان آنزمان، این سر زمینها به نمایش گذاشته بودند چه بسا که هزاران مرد وزن و کودک و پیره مرد در صد ها کاروان بدون کوچکترین خوف و هراس،  از هجوم رهزنان و یلغار دزدان،  در دره ها و سنگستانهای بیکران،  شب و روز پابپای شتران ره میبریدند که امروز واحد های بزرگ نظامی هم نمیتواند امنیت آنرا برای وسایط تیز رفتار بیمه کند ، این خود شاهد آن فرهنگ بلند و همت والای ساکنان این سر زمینهاست که اعتماد ساکنان هفت اقلیم  را دران دوران به استقبال نشستند و هزاران کاروان را بسوی خویش فراخواندند ، هزاران کاروانسرا و مسافر خانه را در مسیر راه ابریشم بنا کردند، درمانگاهها را بنیاد کردند ، خوانهای کرم را گستردند و ساکنان دنیا ی کهن ، روم و فارس ، هند و یونان را به مهمانی فرا خواندند ، خورد و خواب را بچشم صد ها سیاح و جهانگردی ماجرا جو و بیقرار مانندی مارکوپولو و ابن خلدون حرام کرده  و آنها را آواره بیابانها نمودند. بدین ترتیب راه ابریشم طی قرون متمادی،  بیشتر از هزار سال ،  مداین و قسطنطنیه و شام و حلب و هند و یونان را به کابل و بلخ و بدخشان و کاشغر ویارکند پیوند میداد تا اینکه گذشت زمان و کشف و به کار گیری راه های آبی بمرور زمان از اهمیت آن کاست و کاست تا بدان روز و حالش افگند که امروز فقط در متون کهن میشود سراغ آنرا گرفت. اما سخن بر سر اینست که آیا میتوان راه ابریشم را از حصار متون و خامه ها ، تخیل و افسانه ها ، بیرون کشید و به کارگاه انجنیری نوین سپرد تا باشد که دو باره نه امتعه هند و ایران را، بلکه دست ساختهء چینی های سختکوش را با کاروانهای کامیونها ببازار های غزنین و کابلستان آوریم و محصولات و داشته های سر زمینهای بلخ و بدخشان را راهی سر زمینهای یارکند و فرغانه نماییم. دشوار ترین مرحله احیای شاهراه ابریشم با دستان توانمندفرزندان سختکوش و تیز هوش پنجشیر و بدخشان بپایان رسیده است ، به همت والای مردم این سر زمینها سالهاست که بجای شتر ها ی بخدی کامیونهای باربری  و راهوار های سبکبال گردنه های" باموردار" و" انجمن" را در ارتفاعات بیشتر از 4000 متر در نوردیده  خود را به سواحل جیحون در ارتفاعات پامیر در سرحدات تاجکستان ، پاکستان و چین میرسانند. که اگر اعمار راه پنجشیر بدخشان را با امکانات دولتی و سروی های مدرن انجنیری پیاده میکردند شاید یک قرن دیگر هم میگذشت اما زمین انجمن و" تنگی کران" به فیض پایبوس داتسنهای تیز رفتار و کاماز های بار بردار نایل نمیشد. امروز این راه کهن را میتوان با شیوه نوین احیا کرد و فاصله کابل زمین را با سر زمین افسانوی بدخشان که در حقیقت گنجینهء از فرهنگ و هنر نوین و باستان است 200 کیلومتر کوتاه کرد فاصله کابل تا فیض آبا د از راه کندز 580 کیلومتر است در حالیکه فا صله کابل تا بهارستان از راه پنجشیر 380 کیلومتر است که با طی 100 کیلومتر دیگر میتوان بخاک تاجکستان و پاکستان رسید. تمام این راه در حال حاضر با اندک مصرف برای تمام انواع وسایط نقلیه در فصل گرما قابل استفاده میباشد. اگر اولیای امور بخواهند ، میشود سرک حلقوی پخته  را در امتداد این جاده اعمار کرد که کابل را از طریق ولایات کاپیسا و پنجشیر ببدخشان وصل نماید. مطابق برنامه های عمرانی دولت قرار است که کار قیر ریزی سرک تالقان – فیض آباد تا چند ماه دیگر آغاز یابد که با اکمال آن مرحله اول اعمار سرک حلقوی حوزه شمالشرق بپایه اکمال میرسد.

مرحله دوم اسفالت سرک از فیض آباد الی گلبهار میباشد که در صورت عملی شدن این طرح  نه تنها تمام ولایات کشور شامل سرک حلقوی میشود بلکه  زمینه عرضهء محصولات گرانبهای محلی بدخشان مانند میوهء تازه ، لبنیات و محصولات شیری ، مواشی و آبهای معدنی طبیعی نیاز شهر کابل و دیگر شهر ها را به وارد کردن این محصولات از پاکستان بمراتب کمتر میکند ، همین اکنون سالانه ده ها هزار راس مواشی از ولایت بدخشان راهی پاکستان شده به قیمت بیسیار ارزان بفروش میرسد در حالیکه بازار های کا بل و دیگر شهر های بزرگ پر از گوشتهای گاو میش و مرغهای گندیدهء پاکستانیست که نه طعم دارد و نه مزه ، فقط مردم دل خود را به این خوش میکنند که گوشت میخورند. این حیف نیست که گوشت گوسفندهای پروردهء دامان هندوکش و پامیر را دیگران بخورند و گوشتهای چرمگونه وارداتی گاو میش و فیل مرغ آنها را ما به نرخ چند برابر بخریم و با کراهیت صرف نماییم. از طرف دیگر با میکانیزه کردن باغداری و مالداری در ولایت  بدخشان میتوان تمام احتیاجات شهر های عمدهء کشور را در آینده از نقطهء نظر میوه جات ، لبنیات ، گوشت ، آب معدنی ، میوه خشک مرفوع نموده از یکطرف اقتصاد محلی را رونق داد و از طرف دیگر جلو خروج اسعار را از کشور گرفت. بدخشان از نگاه توریزم جذابیتهای های استثنای را دارا میباشد که نظیر آن را در منطق دیگر نمیتوان یافت. تنوع فرهنگها ، تعدد گویشها، وفرت معادن احجار قیمتی مانند لعل و لاجورد ، وجود دریاهای خروشان ، آبشار های فورانی ، قلل پر برف و همیشه یخبندان، داشتن پیداوار کم نظیر و استثنای پر خریدار مانند پسته ، زیره ، موملایی ، چکمنهای زیرهء بدخشان را در طول تاریخ بیک سرزمین افسانوی مبدل کرده است. آهوان مارکوپولو و شتر های بخدی دامنه های پامیر توجه هر جهانگردی را میتواند بخود جلب کند. موجودیت بلند ترین قله سلسله کوههای هندوکش در خاک افغانستان بنام "نوشاخ" در منطقه اشکاشم جذابیت خاصی برای کوهنوردان دارد. با درنظر داشت این نکات اگر راههای مواصلاتی بدبن ولایت سهل العبور شود ، بستر جهانگردی و توریزم بصورت مدرن و منطقی ایجاد گردد میتوان ادعا کرد که عایدات حاصله ازان در کوتاه مدت هزینه تمام مصارف دولت را تکافو خواهد کرد.

مرحله سوم اعمار اساسی سرک بهارستان الی پامیر است که مرحله نهای اعمار اساسی راه ابریشم بوده راه را برای ورود اجناس کشور چین به کشور ما باز میکند ، همین اکنون اکثر ضرورتهای تخنیکی و عصری افغانستان را اجناس ساخت چین تکافو میکند که از طریق  پاکستان یا ایران بکشور ما وارد میشود و مردم ما مجبورند پول محصول و مالیه چند کشور را بپردازند این بدان ماند که انسان نان را از پشت سر بدهان ببرد.

آنگاه میتوان تنگه پامیر را به برجی سنگی عصز 21 مبدل کرد که در بازار های ان تاجران پاکستان و کشمیر، جین و قرغیزستان ، تاجکستان و افغانستان را در کنار هم میبینیم  که با هم جانه میزنند ، قول میدند و سودا میکنند و همدیگر را "توت میدهند".

 

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٥