جمعه ۲۶ حوت ۱۳۸۴
پیام مجاهد



پوهنمل نصرالله ستانكزي معين توريزم وزارت اطلاعات و فرهنگ:

از لحاظ تاريخي در سال 1893 در نتيجه فشار استعمار انگليس امير عبدالرحمن خان مجبـور مي شود، تا معاهده ديورند را امضا كند، چون پاكستان از يك قسمتي از هند و يك قسمتي از افغانستان به ميان آمده و از همان زمان يعني 1947 تا اكنون پاكستان براي دو كشور (هند و افغانستان) به عنوان يك معضله بوده است.

از زمان ايجاد پاكستان به ويژه زماني كه پاكستان در سال 1947 عضو سازمان ملل متحد گرديد، دولت هاي افغانستان از همان روز تا اكنون با اين خط مخالفت كرده و افغانستان يگانه كشوري بود كه به عضويت پاكستان در ملل متحد مخالفت كرد. چانسي را كه پاكستان بعد از سال 1949 تا زمان شكست اتحاد شوروي يا به عباره ديگر تا سال 1991 داشته يعني دوران جنگ سرد موجوديت دو قطب متهاجم بوده كه پاكستان همواره در قطب غرب قرار گرفت و با همان سياستش خود را زنده نگهداشته است و هم معمولاً پاكستان كه زنده بوده، محصولش كودتايي بوده به اين معني كه پاكستان ملت نشده و كشور نشده است.


از لحاظ حقوقي متأسفانه چيزي را كه گاهي اوقات تحليل گران كه به مسايل حقوقي آشنايي ندارند مي گويند كه مدت صد سال بر قرار داد ديورند سپري شده بناءً ديورند اعتبار نـــدارد، مي خواهم اين نكته را به وضاحت بگويم كه اول مسأله ديورند در قرار داد نيامده، دوم قرار داد هاي بين المللي هيچگاه تحت مـــرور زمـان نمي آيند، متأسفانه دو دهه جنگ و بحران در افغانستان منتج به اين شد كه دولت هاي ما مسأله ديورند را كم كم فراموش كنند و حداقل در آن سكوت كنند از نظر من، تا معضله ديورند حل نشود، منطقه به سوي ثبات نخواهد رفت، همان طوريكه مسأله كشمير بين هند و پاكستان حل نشود، در اينجا صلح و ثبات دايمي بوجود نخواهد آمد.
در ارتباط با افغانستان سياست هاي پاكستان طوريست كه پاكستان مي خواهد در افغانستان دولت هاي دست نشانده خودش باشد و گاهي اوقات هم خيال استعمار گرانه داشته- يعني خواسته افغانستان را تجزيه كند. اين طرح هايي است كه در سال هايي كه متأسفانه دولت ها رو به ضعف نهاد جنگ هاي داخلي در افغانستان به شدت گرايش پيدا كرد و افغانستان مورد تجاوز قواي خارجي و تروريزم قرار گرفت. پاكستان خواست از اين موضعگيري ها هم استفاده كند يعني در استراتيژي خود تغيير جديد بوجود آورد،‌ با سقوط طالبان و ايجاد اداره موقت و مسأله تروريزم در منطقه و ايجاد ائتلاف بين المللي برضد تروريزم موجوديت اين واقعيت ها براي پاكستان يك چانس طلايي را داد، در حاليكه پاكستان نخواست،‌ نمي خواهد و نتوانست با تروريزم مبارزه كند به اهدافي كه در استراتيژي درازمدت خود داشت دست يافت به اين معني كه با استفاده از مبارزه با تروريزم در مناطق قبايل آزاد قطعات نظامي خود را جابجا نمود و حالا با تمام بي شرمي دولت پاكستان در سرحد ساختگي كه بين افغانستان و پاكستان موجود است، مي خواهد گاهي او را ديوار خاردار بسازد و گاهي هم اورا ماين فرش كند و گاهي اوقـات هم عنوان مي كند كه بازار تجــارتي مشترك مي سازد در واقع مي خواهد توسط دولت افغانستان يك نوع سرحد را به رسميت بشناسد درحاليكه از نظر من اين يك جنايت است.
به نظر من دولت هاي هند و افغانستان بايد مشتركاً مسأله را در سازمان هاي منطقه يي مطرح كنند و قرار دادهاي دوجانبه اي را كه با كشور هاي دنيا امضا مي كنند اين مسأله را جزئي از استراتيژي هاي خود قبول كنند، تا اين مسأله دوباره زنده شود و بعداً از لحاظ اخلاقي راه هاي ديگر براي حل اين معضله وجود دارد مثلاً  نظر مردم كه در آن طرف مرز قرار دارند گرفته شود كه آنها چه ابراز نظر مي كنند، گروه هاي معيني كه آن طرف سرحد بين افغانستان و پاكستان قرار دارند يا بين هند و پاكستان زندگي دارند تفسير حل اراده همـــه مردم را كـرده نمي توانند، بلوچ هاي آن طرف سرحد، چنانچه در اين اواخر معلوم شد نمي خواهند با پاكستان يكجا باشند و در طول موجوديت پاكستان يعني از 1947 به اين طرف اين يك معضله جدي بوده است و هم چنان مردم پشتونستان هيچگاه خود شان را از پاكستان تلقي نكرده و معناً آنها خود را جزئي از افغانستان دانسته اند، زيرا خون مشترك شان، عناصري كه در يك ملت وجود دارد چنين شواهدي را بميان مي آورد، منافع را كه دارند همه آن نشان دهنده اين ادعا است. آن مردم علاقمند آن اند كه در وطن واقعي شان كه افغانستان است زندگي كنند.
ديورند براي دو كشور داراي اهميت زياد است مثلاً اگر پاكستان ديورند را از دست مي دهد ديگر كشوري بنام پاكستان وجود ندارد. حيات پاكستان وابسته به خط ديورند است و ارزش اين خط براي افغانستان از يك طرف يك كتله كه اورا استعمار از هم جدا كرده، ما به عنوان يك ملت مجدداً ملحق مي گرديم و ازطرفي هم تمام منابع طبيعي، استراتيژيكي و بالآخره راه يافتن افغانستان به بحر كه همواره ما از اين لحاظ تهديد شديم، دوباره ما آن را بدست مي آوريم، معمولاً پاكستان با استفاده اينكه افغانستان از بندر كراچي راه ترانزيتي نداشته در مواقع مختلف بر اقتصاد ما ضربات شديد وارد كرده است، اين منافع اند كه علاوه از منافع ملي براي ما داراي اهميت فراوان مي باشد.

   صديق الله توحيدي روزنامه نگار:

تثبيت حدود مرزي براي هردو كشور از جمله ضرورت هاي اولي است، زيرا بدون مرز و سرحد مشترك هيچ كشور در هيچ عرصه نمي تواند موفق باشد، خط ديورند مانند بسياري از مرزهاي افغانستان مستند بااسناد تاريخي بصورت تحميلي انجام گرفته است، افغان ها مي توانند ادعا كنند كه اين خط به اساس معامله ميان حكومت هند برتانيوي و امير عبدالرحمن خان پادشاه وقت افغانستان بميان آمد؛ اما در اين معاهده زمان براي انقضاي اين معاهده امضا نشده است، ولي امير عبدالرحمن خان بخاطر اينكه توانسته باشد در سرحدات جنوب وشرقي افغانستان آرامش و امنيت را كماكان برقرار كند و جلو نفوذ و مداخله حكومت انگليس را به داخل افغانستان بگيرد، اين معاهده را به امضا رسانيد. امير عبدالرحمن خان اين معاهده را پس از جر و بحث دوامدار در مدت چهل روز در دارالسلطنه كابل بدون مشوره با اعضاي دربار با شخص ديورند نماينده انگليس امضا كرد و بعد فرماني را كه خود قبول مي كرد خودش در مجلس دربار قرائت نمود. مسأله مهم اين است كه خط ديورند در تمام زمان بوجود آمدنش به ويژه پس از تاسيس حكومت پاكستان زخم خونين در روابط بين افغانستان و پاكستان بوده است، تصور جانب پاكستان اين است، كه اين خط بايد بصورت رسمي شناخته شود و به حيث مرز اصلي قبول گردد. بناءً با وجود تلاش مستمر پاكستان خصوصاً پنجابي ها اين روابط در دو طرف خط سرحد نه تنها قطع نگرديد، بلكه استحكام بيشتر پيدا كرد و نتوانست اين خط به حيث مرز مانند ساير كشور ها تثبيت گردد، البته حكومت هاي افغانستان در طول تاريخ بعد از امضاي اين پيمان هيچگاه اين خط را به حيث يك مرز رسمي نه پذيرفتند. ادعاي اينها گاهي هم به حدي بوده كه علاوه از پنج ايجنسي كه آن سوي سرحد اند، حتا مدعي صوبه سرحد نيز هستند. اين مسأله از تاريخ افغانستان آشكارا ديده مي شود كه اين معضله روابط دو كشور را در يك فراز و نشيب نگهداشته كه اين فراز و نشيب ها گاهي كم و گاهي مانند دوره سردار داوودخان به شدت مطرح شده است.
بايد گفت پيمان يا معاهده در مورد ديورند صورت گرفته و يا حداقل روي كاغذ از آن ذكري شده است، پاكستان با تمام قوتي كه داشته حكومت هاي افغانستان را بشمول جهاد و حكومت مجاهدين را به همين ارتباط ضربه زده است و افغانستان را زيادتر از سي سال قبل متضرر ساخته است، به فكر من حالا زمان آن رسيده كه بايد اين معضله يكطرفه شود. حضور جامعه ملل و نفوذ امريكا در افغانستان و پاكستان مي تواند براي حل اين معضله رأي منطقي پيدا كند و پارلمان افغانستان بايد اين مسأله را مورد غور و بررسي قرار دهد و هم چنان بايد از مردم و احزاب سياسي كه آن طرف مرز قرار دارند، نظر خواهي شود كه آيا آنها الحاق شان را به افغانستان مي پذيرند يا اينكه مي خواهند با پاكستان باشند؛ زيرا امروز زمان پنجاه يا شصت سال قبل نيست.
من نمي گويم كه خط ديورند پذيرفته شود ويا رد شود، اما حل اين مسأله براي تأمين ثبات و امنيت در افغانستان از اهميت بسيار زياد برخوردار است كه نقش پارلمان افغانستان در اين مورد زياد برجسته است.

  سيد اسحق گيلاني عضو شوراي نمايندگان:

از بدو تاسيس پاكستان بحيث يك مملكت كه از نيم قاره هند برتانوي جدا شد، معضله افغانستان و پاكستان شروع گرديد، افغانستان اولين كشوري بود كه پاكستان را به رسميت نشناخت. به خاطر دو هدف: (1) مسأله ديورند، (2) بخاطر حقوق حقه مردمي كه در آن خاك زندگي داشتند اين تنش ها و كشيده گي هاي سياسي به شكل طولاني دوام نمود كه تا اكنون اين موضوع حتا هيچ كمرنگ هم نشد و تنها در زمان جهاد كه نزديك به پنج مليون مهاجر افغانستان در آنجا زندگي داشتند و پاكستان يكي از مواضع بسيار مستحكم براي مجاهدين افغانستان در برابر اتحاد جماهير شوروي محسوب مي گرديد، درآن وقت نه جانب افغانستان و نه جانب پاكستان موضوع خط ديورند را به زبان مي آوردند بخاطري كه آنها به مشكل جدي و بزرگ نسبت به اين معضله مواجه بودند، اين روند تا حكومت آقاي كرزي بحال خود باقي ماند كه بالآخره به مرور وقت در اين اواخر زيادتر روي زبان ها ديده مي شود، اين موضوع بخاطري در اين وقت شكل گرفت كه قواي خارجي بخاطر سركوبي تروريست ها وارد افغانستان شده اند. ادعاي مقامات افغانستان اين بوده كه تروريست ها از پاكستان وارد افغانستان مي شوند و بعد از تخريب و دهشت افگني دوباره به آنجا ميروند و مراكز تعليمي آنها در پاكستان است، به نظر من اين معضله هيچ ارتباط به مسأله ديورند نمي گيرد، زيرا اين معضله جهاني است كه امريكا و حتا پاكستان و ساير كشورها از آن درامن نيستند، خط ديورند يك معضله سياسي بين دو كشور است كه به گفتگوها و تبليغات بين دو كشور حل نمي شود، بلكه در حضور داشت ناظرين بين المللي تمام اسناد تاريخي خط ديورند را مطالعه كرده از هردو جانب هم از آن پشتون ها و بلوچ ها كه آن طرف مرز اند و يا داخل افغانستان اند، يك ريفراندوم گرفته شود كه آنها همراه كدام مملكت مي باشند. متأسفانه در اين اواخر مسايل تروريزم را با مسأله خط ديورند مي دانند كه به فكر من اين نظريه كاملاً اشتباه است بخاطري كه اين بار اول است كه عساكر پاكستان داخل مناطق قبايل شده اند، قبايل از خود قانون دارند و قانون پاكستان را هيچگاه نپذيرفته اند. زعماي پاكستان و افغانستان وقتي كه باهم مي نشينند حرف از صميميت،  برادري و دوستي مي زنند ولي وقتي كه از همديگر دور مي شوند عليه يكديگر تهمت مي بندند و بالاي يكديگر تاخت و تاز مي نمايند كه به نظر من اين معضله به اين شكل هيچگاه حل نخواهد شد، مسأله تروريزم و معضله خط ديورند و قتي حل خواهد شد كه از طرف كميسيون روابط بين المللي ولسي جرگه افغانستان هيأتي با ولسي جرگه پاكستان صحبت كنند، زيرا در اين مدت مقامات دو دولت موفق نشدند، تا راه حل براي حل اين معضله در ديدار هاي چند مرتبه يي خود پيدا كنند. اينكه جناب آقاي مجددي رئيس سناي افغانستان دست شبكه استخباراتي پاكستان را راجع به سوءقصدي كه عليه جان او صـــورت گرفت مي داند ممكن اسنادي در دست داشته باشد، ولي من دراين باره چيزي گفته نمي توانم، زيرا من هيچ نوع سندي ندارم، متهم ساختن يك كس آسان است، ولي عاقلانه آنست كه بايد اسناد داشته باشد، در اين اواخر آسمان هم اگر ابري مي شود ما مي گوييم كه پاكستان است واگر باد هم مي وزد عامل آن پاكــــستان را مي دانيم كه اين نوع حركات از موضع گيري هاي سياسي بسيار دور است. بايد گفت افغانستان، تا اكنون داراي يك استراتيژي منظم نيست، تا بتواند با همسايگان خود روابط درست و معقول ايجاد كند، در هرات بلخ و يا ديگر ولايات حوادث رخ مي دهد، هيچ همسايه متهم نمي شود كه اين قسم يك سياست، روابط افغانستان را با همسايگان آن ضعيف خواهد كرد، تروريست ها از جايي مي آيند كه حتا پاكستان درآنجا حاكميت ندارد و اين بار اول بود كه عساكر پاكستان وارد آن مناطق شده اند.
متأسفانه دولت با تمام قوايي كه دارد بشمول قواي خارجي در افغانستان توان ندارد امنيت را در چندين ولايت تأمين كند همين اكنون در شماري از ولسوالي هاي برخي ولايت قوانين دولت قابل تطبيق نيست و ما نبايد در حل مسايل سياسي خارجي خود با بدگفتن و دشنام دادن براي ديگران بپردازيم.
خط ديورند براي هر فرد افغانستان اهميت حياتي دارد و همان است كه ما؛ تا اكنون آن را به رسميت نشناخته ايم و ما حتي ادعاي آن را داريم كه اين خط بالاي مردم ما بشكل ظالمانه و تحميلي قبولانده شده است و بايد به همان جاي اصلي خود برود كه مردم افغانستان ادعاي آن را دارند. اين موضوع ارتباط مي گيرد به آمادگي خودما، زيرا ما چقدر مي توانيم مردم هاي آن را قانع سازيم كه آيا آنها ما را قبـول مي كنند و يكجا مي شوند و از آنها بايد اين مسأله پرسان شود. ما اكنون در پايتخت كشور خود كه كابل است حتا برق نداريم در حاليكه آنها در دورترين قراء و قصبات خود داراي مكتب، برق، گاز، شفاخانه و سرك قير مي باشند، ما بايد ادعاي كلان را وقتي كنيم كه خود ما در دست خود يك چيزي داشته باشيم.

    عبدالخليل مينوي نويسنده و كارشناس:

چندين سال پيش مدت معاهده ديورند به پايان رسيد، ولي تا هنوز مسأله آن درهيچ شكلي نه رسمي و يا غير رسمي، مطرح نگرديده است.
شايد علت عمده آن نداشتن يك مرجع قانونگزاري (پارلمان) بوده باشد، اكنون كه ما شاهد يك پارلمان مردمي هستيم اميد است تلاش گردد دست كم برادران پشتون و بلوچ ما كه در آن طرف سرحد زندگي مي نمايند صاحب آزادي و حكومت هاي مستقل در قلمرو وسيع خويش شوند و ديگر نگذارند منابع عظيم آن ديار در خدمت نظاميان و تروريستان قرار گيرد.
   دكتر شمس الحق آريانفر رئيس روزنامه اصلاح:
ديورند مسأله ايست كه حدود يك قرن است دوكشور را در عدم تفاهم كامل نگهداشته است. كشور پاكستان در پيوند با اين قصد است كه پيوسته افغانستان را متشنج مي سازد و نا آرام مي خواهد. در دوران سلطنت، رژيم وقت در مورد توجه جدي نداشت، از آن رو پاكستان نيز با اندك نرمش حركت مي نمود. با آنهم پاكستان پناهگاه مخالفان و كودتاگران ضد دولت افغانستان بوده است.
داوود خان كه جديت نشان داد، روابط وخيم شد. در دوره هاي بعد هر بار نيرويي را در مقابل دولت افغانستان حمايت كرد: مجاهدان را عليه كمونيست ها كمونيست ها و طالبان را عليه مجاهدان و اينك، القاعده و طالب را عليه نظام جديد. اين وضعيت هميشه ادامه خواهد يافت، مگر زماني كه مسأله خط ديورند به گونه روشن حل گردد. عدم مذاكره صريح درين رابطه و ختم قصه نشان ضعف سياسي شخصيت ها، رهبران و دولت افغانستان است. هر مشكلي بايد حل گردد، مشكل ديورند نيز چنين است. ختم اين مشكل آرامش در منطقه را اعاده مي كند. بايد در يك نشست دوجانبه و بعد منطقوي و حتي بين المللي كه به گونه اجلاس بن جهان نيز در آن سهيم باشد، مشكل ديورند بايد نقطه پايان خود را دريابد ورنه اين زخم خونين،‌ تمام وجود را به كسالت نگه خواهد داشت.
   واقف حكيمي سردبير هفته نامه مجاهد:
خط ديورند در طول بيش از يك قرن همواره معضلي مهم براي كشور ما پس از استقلال شبه قاره هند و تشكيل دولت پاكستان در 1947 بوده است، همواره بر سر چگونگي اين خط روابط افغانستان و پاكستان دوستانه نبوده است و اين امر عامل حوادثي بسيار فاجعه بار براي افغانستان بوده است و به بهانه تثبيت و رسميت دادن به اين خط پاكستان همواره به دولت هاي افغانستان مشكل آفريده است، بي ترديد دولت ها و ملت هاي هردو طرف اين خط پيوسته از نزاع برسر اين خط رنج برده اند و در پهلوي عوامل ديگر اين مسأله را مي توان يك عامل مهم بي ثباتي سياسي واجتماعي در افغانستان خواند. با اين اهميتي كه خط ديورند بر حيات سياسي كشور ما دارد، به باور من تا هنوز كاري جدي و موثر از سوي دولت هاي افغانستان و پاكستان براي پايان دادن به بحران خط ديورند انجام نيافته است. به باور من اكنون زمان آن فرا رسيده است كه دولتمردان هردو كشور به جاي پرداختن به جنگ هاي لفظي و سياسي صادقانه براي راه حل هاي واقع بينانه اين بحران بينديشندكه در نهايت به سود هر دو كشور و هر دو ملت، اين مشكل تاريخي و ميراث دوران استعمار پايان يابد. حضور نيرومند جامعه جهاني در افغانستان و توجه به مسايل منطقه از سوي موسسات بين المللي زمينه اين را فراهم آورده است كه نبودن اين مشكل را به كمك موسسات جامعه جهاني به گونه عادل حل كرد.



  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٤