آزادی بیان در غرب

 

یکی از موضوعات داغی که بیشتر درين اواخردر جهان مسله ساز بوده  ، مسله آزادی بيان و تعابير ، تفاسير و سواستفاده ای است، که از آن  کشور های قدرت مند منحيث وسيله ای فشار جهت برآورده شدن اهداف توسعه طلبانه ای درازمدت سياسی و نظامی خود ، بر کشور های عقب مانده  اعمال می نمايند

 

من منحيث کسی که بيشتر از بيست سال زنده گی ام را در غرب گذشتانده ام و هنجار ها و نا هنجار های آن جوامع و با اهداف و مقاصد شان بخوبی آشنائی دارم ، می خواهم جهت روشن گری خواننده گان محترم مسله ای آزادی بيان در غرب و چند گانه گی انرا ، که همچو سلاح بران  و نامرئی در دست استعمار، جهت تو سعه طلبی فرهنگی و محو ارزش های ديگران وتعميم نيات و اهداف  غرب  کاربرد دارد ،  به بحث بگيرم .

 

 درغرب شما می توانيد از بسياری عمل کرد های دولت انتقاد کنيد و آنها را  زير سوال ببريد ( البته نه از همه اعمال ) شما می توانيد در چوکات قانون رسانه داشته باشيد و در چوکات قانون فعاليت های سياسی وغيره داشته باشيد. من فکر می کنم که شما هم با من هم عقيده خواهيد بود که امروز تقريبآ در همه جای دنيا اين اعمال در چوکات چيزی که از آن بنام قانون ياد می شود مجاز است ، اما آزادی بيان در غرب ، مانند سائر اصطلاحات که از بيرون پر زرق و برق و جذاب تبليغ گرديده ، نيست.   آزادی بیان در غرب خود مشکل دارد و از آن آزادی ايده آلی ، به معنای دقيق کلمه خبری نيست ، و هر دولت و گروهی  به گونه ای خاصی  آنر  به نفع خود   تعبیر می کند ، و دارای چندين پهلو است.

 

فرضآ شما  در غرب این حق را  ندارید که بگوئید و یا اذعان دارید ، که در جنگ دوم جهانی تعداد یهودانی که توسط نازی های آلمان کشته شده اند 6 ملیون نبوده بلکه یک نفر کمتر بوده یعنی( 5999999) بوده، اظهار این مطلب جرم است و قابل محاکمه ، تحقیق و تفکر درین مورد هم  جرم است ، چنانچه چند زوز قبل شاهد محاکمه و مجازات یک مؤرخ انگلیسی تقریبآ هفتاد ساله بنام دیوید ایروینگ  به سه سال حبس در اطریش ، به جرم اینکه چند سال قبل اظهار داشته بود، بوديم ، که ارقام ارائه شده ای کشتار یهو دیان توسط نازی های آلمان در جنگ دوم جهانی  را مبالغه آمیز و دور از واقعیت دانسته بود  ، و همچنان شاهد بررسی صدور  حکم بازداشت  آقای احمدی نژاد رئيس جمهور ايران به جرم مبالغه دانستن ارقام ياد شده هستيم ،  شما حق ندارید از چیز های که ارزش های غربی نامیده می شود(چون هم جنس گرای ، روسپی گری ، دموکراسی وغیره) ا نتقاد  کنید ، برعلاوه ای حق انتقاد نداشتن ، با فشار از بالا شما ان ارزش ها را باید قبول کنید و دوست داشته باشید.   

 

 در غرب عملآ تفتیش عقائد وجود دارد ، ما شاهد محاکمه ای کسانی هستیم که جرم شان تنها فکر شان بوده است بدون اینکه  کدام عملی انجام داده باشند ،  به ایشان گفته شده  که ، فکر شما خوب نیست، فکر شما ضد ارزش های ما است و یا شما فکر افراطی داريد، ویا شما ارزش ها و نوع زنده گی غرب را دوست ندارید و نفرت دارید، اینگونه اشخاص مجازات شده  و یا از کشور اخراج گردیده اند 

 

 به گفته ای شاعر ایرانی ( احمد شاملو)  اینجا دهانت را می بویند، اینجا کلامت را می بویند، تا مبادا که گفته باشی!!

 

در غرب  ما شاهد بسته نمودن سایت های انترنیتی ، تعطیلی مساجد ، محاکمه و اخراج امامان ، و  دها محدودیت  دیگر هستیم، مگر امام جز بیان چه دارد؟؟  که غرب با تمام عظمت   و منطقش تحمل و پاسخ حرف و منطق یک امام را ندارد، چه جاذبه ای سایت های انترنتی اسلامی و حرفهای  امام دارد که هزاران سایت ، اخبار، مجلات و کانالهای تلویزیونی سکسی غرب ندارد؟؟ در غرب  موضوع سخنرانی های امامان جمعه از قبل مشخص می گردد و یا از امامان تعهد گرفته شده که روی موضوعات خاصی اصلآ صحبت ننمایند و گرنه محاکمه و اخراج!!

 

اگر در گشور های دیگر اشد مجازات اعدام است ، اینجا اخراج با تبعيض است . که البته اخراج به مراتب درد ناکتر ، فاجعه بار تر و مصیبت بار تر از اعدام است شما تصور کنید کسی   در کشور غربی تولد شده درس خوانده، بزرگ شده وتشکیل خانواده داده و تابعیت کشور غربی را دارد ، به جرم اینکه  والدین  و اجدادش از کشور دیگری آمده اند، در صورت داشتن فکر دیگرو یا انتقاد از ارزشهای غرب ، بی رحمانه ازکشور های غربی اخراج شده و به کشور به اصطلاح اجدادی اش، که هیچ تعلقی دیگر با آن ندارد و همه چیزش برایش بی گانه است ، فرستاده می شود، بدون اینکه به سر نوشت او ، اطفال و خانواده ای او فکر گردد

  

اما برعکس اگر کسی در افغانستان ، ایران و سائر کشور های اسلامی ، ضد ارزش های دینی و ملی خود قد علم کند، می بینیم که چگونه منحيث  قهرمان آزادی  شناخته شده، مورد عنایت و حمایت مادی و معنوی کشور های غربی قرار  گرفته و زمینه و امکانات در اختیارش قرار داده می شود. در خود غرب هم همینطور اگر کسی ضد ارزشهای اسلامی به میدان می آید منحیث قهرمان از حمایت بین المللی غربی بهره مند گردیده و جوائز مختلف مادی و معنوی به وی  تعلق می گیرد ، و حزب و اشخاصی که مو ضع گیری های  ضد اسلامی داشته باشند در انتخابات برنده اند، که  ازین گونه مثالها زیاد است

 

آزادی بیان در غرب یعنی شما آزاد هستید و امکانات هم به شما داده می شود، تشویق هم می شوید، تا اسلام  و ارزش های اسلامی را انتقاد ، تو هین و بکوبید، اما ارزش های غرب را نه ( آزادی یکطرفه )!

 

آزادی در غرب به این معنا است که شما آزادید که مثل غربی ها فکر کنید یعنی استبداد در آزادی!

 

در آخر با گذاشتن قضاوت به شما خوننده ای عزيز عرايضم را با دو جمله از گفته های  مادام رولا ند از کتاب اندیشه ای بزرگان  در مورد آزادی خاتمه  می بخشم

 

ای آزادي، چطور با تو بازی کرده اند!

ای آزادی ، چه جنايت ها که بنام تو مرتکب می شوند!

 

     

نو اندیش

8 حوت 1384

 

 

 

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٤