آزادی بیان در غرب

 

یکی از موضوعاتی که بیشتر توجه و وسیله ای خوبی فشار علیه کشور های رو به انکشاف و خصو صآ کشور های اسلامی مورد استفاده  قرار میگیرد مسله ای آزادی بیان است که بصورت منظم مورد ذستفاده قرار میگیرد. ئر حالیکه خود موضوع آزادی بیان در غرب مشکل دارد و هر دولت مداری به گونه ای خاصی به نفع خود ذز آن تعبیر می کند.

 

فرضآ در غرب شما حق نداريد که بگوئيد یا اذعان داريد، که در جنگ دوم جهانی تعداد یهودانی که توسط نازی های آلمان کشته شده اند 6 ملیون نبوده بلکه یک نفر کمتر بوده یعنی( 5999999) بوده ، اظهار این مطلب جرم است و قابل محاکمه ، تحقیق و تفکر درین مورد هم  جرم است ، چنانچه درين اواخر ما شاهد محاکمه ومجازات يک مورخ تقريبآ هفتاد ساله ای انگليسی بنام ديويد ايروينگ  به سه سال زندان در اطريش به جرم مبالغه دانستن آمار کشتار يهودان توسط نازيها هستيم ، و همچنان شما حق ندارید از چیز های که ارزش های غرب نامیده می شود (چون هم جنس بازی ، روسسپی گری ، دموکراسی وغیره) انتقاد کنید ، بر     وعلاوه با فشار اجود دارد ما شاهد محاکمه ای کسانی هستیم که جرم شان تنها فکر شان بوده است و به ایشان گفته شده که ، فکر شما خوب نیست، فکر شما ضد ارزش های ما است و یا شما فکر افراطی دارید، ایشان  مجازات واز کشور اخراج گردیده اند. به گفته ای شاعر ایرانی ( احمد شاملو)  اینجا دهانت را می بویند، اینجا کلامت را می بویند، تا مبادا گفته باشی!! اینجا ما شاهد بسته نمودن سایت های انترنیتی ، تعطیلی مساجد ، محاکمه و اخراج امامان ، و  دها محدودیت  دیگر هستیم، مگر امام جز بیان چه دارد؟؟  که غرب با تمام عظمت   و منطقش تحمل و پاسخ حرف و منطق یک امام را ندارد، چه جاذبه ای سایت های انترنتی اسلامی و حرفهای  امام دارد که هزاران سایت ، اخبار، مجلات و کانالهای تلویزیونی سکسی غرب ندارد؟؟ اینجا موضوع سخنرانی های امامان جمعه از قبل مشخص می گردد و یا از امامان تعهد گرفته شده که روی موضوعات خاصی صحبت نمایند و گرنه محاکمه و اخراج!!

 

 

اگر در گشور های دیگر اشد مجازات اعدام است ، اینجا اخراج است . که البته اخراج به مراتب درد ناکتر و مصیبت بار تر از اعدام است شما تصور کنید کسی   در کشور غربی تولد شده درس خوانده، بزرگ شده وتشکیل خانواده داده و تابعیت کشور غربی را دارد ، به جرم اینکه  والدین  و اجدادش از کشور دیگری آمده اند، در صورت داشتن فکر دیگرو یا انتقاد از ارزشهای غرب ، بی رحمانه ازکشور های غربی اخراج شده و به کشور اجدادی اش، که هیچ تعلقی دیگر به آن ندارد و همه چیزش برایش بی گانه است فرستاده می شود، بدون اینکه به سر نوشت او و خانواده ای او فکر گردد.  

اما برعکس اگر کسی در افغانستان ، ایران و سائر کشور های اسلامی ، ضد ارزش های دینی و ملی خود قد علم کند، می بینیم که چگونه قهرمان شناخته شده، مورد عنایت و حمایت مادی و معنوی کشور های غربی قرار می گرفته و زمینه و مکانات در اختیارش قرار داده می شود. در خود غرب هم همینطور اگر کسی ضد ارزشهای اسلامی به میدان می آید منحیث قهرمان از حمایت بین المللی غربی بهره مند گردیده و جوائز مختلف مادی و معنوی به وی  تعلق می گیرد ، و حزب و اشخاصی که مو ضع گیری های  ضد اسلامی داشته باشند در انتخابات برنده اند، که  ازین گونه مثالها زیاد است.

آزادی بیان در غرب یعنی شما آزاد هستید و امکانات هم به شما داده می شود، تشویق هم می شوید، تا اسلام  و ارزش های اسلامی را انتقاد ، تو هین و بکوبید، اما ارزش های غرب را نه!

 

 

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٤