افغا نستا ن در اشغال شوروی                                                                                         

 

افغا نستا ن از لحا ظ جغرافیای در قلب آسیا موقعیت دارد. این کشور از شمال با تاجکستان ،ازبکستان، ترکمنستان ودرغرب با کشورجمهوری اسلامی ایران در حنوب وشرق آن پاکستان وشمال شرق آن با کشور چین محاط میباشد. این کشور بخاطر موقعیت اش حیثیت چهار راه  را  در این قاره پهن آور دارا بوده وکشور های آسیایی را با کشور های خاور میانه و غرب و اروپایی  باهم متصل نموده و در طول تاریخ مورد هجوم وتاخت وتاز جهان گشایان وزور مندان دولت های بزرگ استعماری قرار گرفته است که با مقاومت ومبارزه مردم غیور و شجاع و آزاد یخواه  این مرز بوم مواجه  شده و از کشور بیرون رانده  شده اند.  بعد از گذشت سالها این بار  روسیه(شوروی) با توسعه طلبی اش که دست به تجاوز و مداخله در افغانستان زدند. وکاخ  نشینان کرملین با طرحهای بی اساس و خام اشغال افغانستان که در سر شان رشد کرده بود و در باره این کشور تصمیمهای گرفته میشود که تا رژیم های دست نشانده شانرا در کابل بقدرت  برسانند که با حمایت نیروی های زمینی و هوایی دولت روس (شوروی) کود تای هفت ثور انجام گرفته و دولت داود خان سرکوب شد و رژیم کمونسیتی به رهبری نور محمد تره کی در کابل روی کار آمد، که این رژیم  با شعار (کور،دودی ،کالی) وارد میدان شد و بعوض کور، قبرستان وبعوض دودی, زهر و بعوض کالی کفن به مردم شهر کابل داده و شروع کارش را با تصفیه مخالفین اش در دوایر دولتی و دانشگاه ها و معارف این کشور  پرداخت که دانشجویان  و دانش آموزان که در اتاقها ولیله هایشان به نمازخواندن وعبادت و نیایش می پرداختند. از جانب خاد یا ماموران  مخفی آن رژیم سفاک مورد تعقیب قرار گرفته و از طرف شب از لیلیه ها بیرون آورده  و سوار اتو بوسها  یعنی  میلی بس ها نموده و بدست هایشان دست بند زده و با چشم های بسته به زندان ها انتقال داده میشدند  و بدون کدام محاکمه وتحقیق که جرم آنها چه است؟ به قتل میرسید ند.  که این باز داشت شده گان  از  داکتر طب گرفته تا اینجنیر معلم و محصل، کارگر، دهقان و افسر نظامی بوده،  به هیچ کسی رحم نمیکردند.

حتی  همفکران  خودشان که پیرو مکتب مارکس بودند بازداشت شده و به زندانها  و به خصوص به زندان پلچرخی انتقال داده میشدند و بقتل میرسیدند.  زندانها محل خطرناک بوده واز جمله زندان  پلچرخی  در زمان حکومت تره کی و امین محل مرگ بوده که در آن حوادثی زیادی رخ میداد  که این  زندان   از  خطرناکترین زندانهای آن دوران بوده که  فاقد  حمام و مستراح بوده است و در آن محبوسین سیا سی محاکمه نمی شدند و از طرفی خانواده های زندانیها  نمی دانستند که محبوسین شان در کجا ودر چه زندانی محبوس هستند. زمانیکه  خانواده های زندانیان  مراجعه  می کردند و مسولین از وجود آنان انکار نموده و محل آنانرا  نشان نمیدادند

زمانیکه در اکتبر 1978 هياتی از جانب سازمان ملل متحد بکابل فرستاده شد و با زحمات زیاد توانست که اعلا م کند  دست کم چهارهزار نفر زندانی سیاسی موجود است.  بعضی از زندانیان در مقابل کودکان و خانواده و خانم ها یشان تیرباران می شدند  و تعدادی  از  زندانیان را  از طرف شب به گودالهای که تو سط بلدوزر ها  حفر شده بود انتقال و تیرباران مینمودند  وبه گودالهای حفر شده انداخته و توسط بلدوزر ها گودال ها را از خاک پر می کردند که تا اکنون از اسم وآدرس و محاکمه آنان خانواده ها یشان خبر ندارند  وچشم در انتظار آنان اند.  بنا بر این مردم از حکومت کمونستی در کابل نفرت داشتند و به نظرحقارت مینگریستند و چهره ای  منفور آنان روز به روز در نزد مردم روشنتر میشد و پس ازتجاوز شوروی در سال 1979 مزدور بودند  آنان  را  در  نزد  مردم  و جهانیان آشکار تر ساخت و مردم آزاده افغانستان با یک مرام  اتفاق  نظر پیدا کردند که  باید حکومت دست نشانده و حامی آن شوروی را از خاک شان بیرون نمایند و به قیام های مردمی ضد نیروی اشغالگری شوروی و حکومت کا بل در سر تا سر افغانستان دست زدند. قیام هرات و قیام های خیابانی کابل هم بی تاثیر در جهاد مردم افغانستان بر علیه حکومت کمونسیتی کابل و قشون متجاوز روس نبود  و در قیام مردم شجاع  ولایت  نورستان  بر علاوه مردان   زنان قهرمان و مجاهد هم شرکت داشتند. همچنان قیام در مرکز هزاره جات، قیام مردمان بهسود و در جنوب یکاولنگ و در ناحیه  گسترده و کوهستانی ولایت بدخشان که محل مناسب برای مقاومت بود، از خود مقاومت و ایستادگی نشان دادند و در تمام نقاط کشور مردم اعم از زن و مرد پیر و جوان  دست  بدست هم دادند در مقابل حکومت کابل و ارتش سرخ شوروی مقاومت از خود نشان دادند و در زمستان های سرد و تابستان های داغ و سوزان پای برهنه شکم گرسنه و لب تشنه در زیر بمباران  نیروهای اشغالگر روسی و ملیشه های حکومت کابل استاده گی کردند و همچنان این مقاومت ها رفته رفته در نقاط مختلف کشور دوام پیدا کرد  و مردم در این مبارزه  تعدادی  از عزیزان شان  را از دست دادند و تعدادی  از مردم  دسته  دسته گروه  گروه  به صف مجاهدین پیوستند و تعدادی  هم  به پاکستان و ایران و کشور های دیگری مهاجر و آواره شدند  و تعدادی  از  مهاجرین  در  پاکستان  در آموزشگاه  های نظامی احزاب مجاهد ین جذب شده  و آموزش نظامی را فرا گرفته و دوباره بر علیه نیرو های  متجاوزگر روس به افغانستان  باز می گشتند.

کشور های غربی و کشور های اسلامی و عربی در کمک به مجاهدین  بر علیه شوروی بی تاثیر نبوده و نقش عمده را در جنگ های مردم افغانستان بر ضد شوروی بازی کردند. این دولت ها سعی داشتند که شوروی را از منطقه دور سازند و بخصوص امریکا  سعودی و متحدان شان خواهان دور کردن روس ها از منطقه  بودند و بنا بر این در ار سال سلاحهای سبک از راه پاکستان از شروع 1980 با یکدیگر همکاری داشتند و باار سال این سلاحهای سبک ، جنگ های چریکی شدت بیشتر اختیار کرد. مقاومت و پایمردی مبارزان مجاهد  با  داشتن انگیزه ای  راسخ  و شامخ شان روز تا روز قویتر و گسترده تر میشد و گسترش جنگ های چریکی در نقاط مختلف بویژه در اطراف کابل ادامه یافت. از این ناحیه فشار زیادی  بر دولت کابل وارد  آمد که  در اثر آن جلال آباد  گردیز، شهرهای خود را از دست داد  و بدست مجاهدین سقوط کرد. و سربازان  رژیم کمونستی  کابل کاملآ  روحیه شانرا از دست داده  بودند  و مقاومت مردم روز تا روز شدت بیشترمی یافت  و روسها  به  حملات  هوایی خود به روستاها و شهرهای از دست رفته  بدست مجاهدین افتیده بود،  ادامه می دادند . خانه ها را ویران  و مزارع  را  به آتش  می کشیدند،  ساکنین  محلات را بقتل میرساندند  و تعدادی  از آنان خانه و کاشانه ای  شانرا در اثر بمباران هوایی از دست داده بودند،  بکابل پناه آوردند.

  بیمارستان ها مملو از سربازان زخمی بود  و از  ورود  ژورنالیستها و فوتو  راپورتران  به بیمارستانها و محل های نظامی خود  داری  میشد و از پخش خبر جلوگیری بعمل می آمد.  اثرات مخرب ارتش سرخ شوروی توسط  بمب افگن های جنگی و چرخبالهای توپ دار از زمین و هوا بر سر نواحی و روستاها و مردم آن همچنان ادامه د اشت. روس ها هر چه دل شان می خواست در افغانستان انجام می دادند  و از عزل و نصب ریئس جمهور های کشور گرفته تا ریاست های عمومی و حتی مدیریت های مهم از قلم مشاورین روسی باید رد  می شد  که از جمله  کارمل  و تعدادی  از  پرچمی های بلند پایه  را  به مسکو انتقال و یا سفیر و دپلمات سا ختند  که  تا  در موقع  مناسب از آنان مثل عروسک استفاده نمایند که بعد ها گلاب زوی و وطنجار وعده ای  از خلقی های طرفدار تره کی توسط سفارت شوروی در کابل پناه داده شده بود و بعد به مسکو انتقال یافتند   به  جمع  آنان  پیوستند که بعد از کشته شدن تره کی توسط امین و امین توسط افسران نظامی روس،  همان بود در کابل کارمل و همراهان اش را با هوا پیمای روسی به کابل  آورده  و بر تخت دولت نشاندند. اختیار و صلاحیت کشور در دست روس ها بود.   ظاهرآ  این عروسک ها را بخاطر فریب مردم افغانستان و جهانیان در پرده تلویزیون با بر نامه های از قبل آماده شده،  آورده می شدند  تا در نطق هایشان از شعار های قهرمانان ملی طبقه کارگر طبقه دهقان و زحمت کش را از خود بیرون آورده و به مردم بفهمانند که حکومت ما حکومت طبقه کارگر و زحمتکشان است .

در حالیکه با طبقه کارگر و دهقان  فاصله  های  زیادی  داشتند هر چی زمان می گذشت چهره ای  آنان  برملا  و نمایان میشد و در بین مردم منفورتر می شدند از این سبب بود که کارمل موجب شرمساری و رسوایی ملی در بین مردم شهر کابل شده بود و کارمل را لقب شاه شجاع  دوم خطاب می کردند و از ریاست او زمانی سپری نشده بود که اربابانش او را به مسکو فرا خوانده  و بعوض اش دوکتورنجیب الله عروسک دیگری را بریاست دولت گماشتند. کل نیروهای نظامی شوروی در افغانستان بالغ  به یکصدو بیست هزارتن میرسید این ارتش مجهز با وسایل نظامی  هوای و زمینی با تکنولوژی پیشرفته بود با وصف آن  دوام مقاومت  را در برابر مجاهدین دلیر و مردم آزاده افعانستان از دست داده بودند. به مجرد نصب نجیب الله  بر ریا ست دولت کابل،  خود در جستجوی بیرون رفت از  معضل بر آمدند. تا از این گرداب نجات یابند و در نتیجه به اثر فشار های بین الملی و مقاومت مجاهدین  بعد از تلفات سنگین و زخمی شدن ده هزار سرباز  با شرمساری در فبروری1989 مجبور به ترک افعانستان شدند.

بعد از ترک نیروهای شوروي  از افغانستان،  آخرین حکومت دست نشانده شوروی در افغانستان دیگر توان مقاومت را در مقابل نیرو های مجاهدین  نداشت،  زمانی از عمرش را سپری نکرده بود که بدست  مجاهدین سقوط کرد.

 

 

ظهیر

 

6 جدی 1384

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٤