نمايه سياسی اسرائيل و سرزمينهای فلسطينی
 
نقشه اسرائیل و مناطق فلسطینی
تقسيم فلسطين پس از پايان دوران قيموميت بريتانيا بر آن و ايجاد اسرائيل در سالهای پس از جنگ جهانی دوم ريشه درگيريهای نيم قرن اخير در خاورميانه بوده است.

ايجاد اسرائيل نقطه اوج جنبش صهيونيسم است که هدف آن بوجود آوردن ميهنی برای يهوديانی بود که در سرتاسر جهان پراکنده بودند. قتل عام يهوديان توسط نازيها در آلمان باعث افزايش فشار بر جامعه بين الملل در جهت ايجاد کشوری برای آنان شد. بدين ترتيب اسرائيل در سال ۱۹۴۸ تاسيس شد.

از آن زمان بخش عظيمی از تاريخ منطقه را نبرد ميان اسرائيل، از يک سو و فلسطينيها به نمايندگی سازمان آزاديبخش فلسطين، از سوی ديگر، تشکيل می دهد. در اين ميان صدها هزار فلسطينی بی خانمان شدند و چندين جنگ با حضور مصر، اردن، سوريه و لبنان به وقوع پيوسته است.

فلسطينی های ساکن کرانه باختری از جمله بيت المقدس شرقی از سال 1967 تحت اشغال اسرائيل زندگی می کنند. همچنين دولت اسرائيل چندين شهرک يهودی نشین در اين مناطق ساخته که محل سکونت بيش از 400 هزار یهودی است. با آنکه وجود چنين شهرکهايی طبق قوانين بين المللی غیر قانونی به نظر می رسد اما اسرائيل همچنان اين موضوع را منتفی می داند.

در سال 2005 اسرائيل تصميم به تخليه اين شهرکها در نوار غزه گرفت و به اشغال نظامی چهل ساله خود در اين منطقه پايان داد.

در سال ۱۹۷۹، مصر و اسرائيل قرارداد صلحی امضاء کردند. ولی فقط در اوايل دهه ۱۹۹۰ و پس از انتفاضه فلسطينيها بود که روند صلح آغاز شد. به رغم استرداد بخشهایی از کرانه باختری و نوار غزه به فلسطينيان هنوز قراردادی در مورد "وضعيت نهایی" به امضاء نرسيده است.

موانع اصلی شامل وضعيت بيت المقدس، سرنوشت پناهندگان فلسطينی و شهرکهای يهودی نشين هستند.

اطلاعات کلی

حرم الشریف و قبه الصخره
قبه الصخره، حرم الشریف و دیوار ندبه در قلب بیت المقدس

اطلاعات کلی درباره اسرائيل

جمعيت: 6.9 ميليون (سازمان ملل متحد2006)
مرکز دولت: بيت المقدس، هر چند اکثر سفارتخانه های خارجی در تل آويو قرار دارند.
زبان اکثريت: عبری و عربی
اديان عمده: يهوديت و اسلام
اميد به زندگی: مردان 78 سال - زنان 82 سال (منبع :سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ شکل اسرائيل = ۱۰۰ آگوروت جديد
صادرات عمده: نرم افزار کامپيوتر، تجهيزات نظامی، مواد شيميايی و فراورده های کشاورزی.
ميانگين درآمد سالانه: 18.620 دلار (بانک جهانی 2006)
نشانه حوزه اينترنت: il
کد بين المللی تلفن: 972+

اطلاعات کلی درباره سرزمينهای فلسطينی

جمعيت: 3.8 ميليون (سازمان ملل متحد 2006)
پايتخت پيش بينی شده : بيت المقدس شرقی
زبان اکثريت:عربی
دين اکثريت: اسلام
اميد به زندگی: مردان 71 سال و زنان 74 سال (منبع: سازمان ملل متحد)
واحد پول: ۱ دينار اردن = ۱۰۰فلس
صادرات عمده: مرکبات
ميانگين درآمد سالانه: 1.120 دلار (بانک جهانی 2006)
نشانه حوزه اينترنت:ps
کد بين المللی تلفن: 970+

رهبران

رئيس جمهور اسرائيل: موشه کاتساو

پست رياست جمهوری در اسرائیل مقامی تشريفاتی است و قدرت اجرايی در اختیار کابینه به رياست نخست وزير اسرائیل است. موشه کاتساو، رئيس جمهور ايرانی تبار اسرائیل در سال 2000 از سوی پارلمان (کنست) انتخاب شد.

در ژانويه 2007 پس از آنکه شماری از کارمندان زن دفتر رياست جمهوری اسرائيل ادعا کرده اند که از سوی آقای کاتساو مورد سوء رفتار جنسی و تجاوز قرار گرفته اند، او ضمن رد اين ادعا به مرخصی نا محدودی رفت تا بتواند در اين فرصت برای مقابله با ادعای تجاوز جنسی و سوء استفاده از قدرت آماده شود.

نخست وزير اسرائيل: اهود اولمرت

اهود اولمرت
اهود اولمرت رهبری حزب کادیما را از آریل شارون به ارث برد

در مارس 2006 در جریان انتخابات سراسری اسرائيل، کاديما در رقابتی نزديک با ديگر احزاب پيروز شد و اهود اولمرت رئيس اين حزب، رياست کابينه ائتلافی متشکل از 4 حزب اسرائیلی را بر عهده گرفت.

ژوئيه همان سال او با نخستين دشواری دوران نخست وزيری اش روبرو شد. زمانی که نيروهای اسرائيلی وارد جنگ 33 روزه ای با شبه نظاميان خزب الله لبنان شد که تلفات جانی و مالی بسياری برای هر دو طرف در پی داشت.

مخالفان سیاسی آقای اولمرت او را متهم به ضعف در رهبری جنگ کرده اند. در مقابل او معتقد است که اين یورش نظامی بخش عمده ای از مواضع نظامی و زیرساختاری حزب الله را ويران کرد.

آقای اولمرت می گويد که قصد دارد مرزهای دائمی اسرائيل را مشخص کند. اين تصميم ممکن است با تخلیه بخشی از کرانه باختری و جذب شهرک نشینهای مناطق اشغالی به داخل اسرائيل همراه باشد.

اهود اولمرت که در زمان نخست وزيری آريل شارون، معاونت او را بر عهده داشت، در پی سکته مغزی و به کما رفتن آقای شارون در ژانويه سال 2006 به عنوان نخست وزير موقت اسرائيل قدرت را در دست گرفت. او همچنين جايگزین آقای شارون در راس حزب تازه تاسيس و میانه رو کاديما شد.

آريل شارون در سال 2001 پس از شکست حزب کارگر به رهبری ايهود باراک به نخست وزيری رسيد. دولت تحت رياست او تصميم به ساخت ديواری به طول 640 کيلومتر به دور کرانه باختری گرفت. او معتقد بود که اين دیوار، امنيت اسرائیل را تامين و از ورود بمبگذاران انتحاری فلسطینی به خاک اسرائیل جلوگیری می کند.

در بحبوحه انتفاضه دوم، شارون به نخست وزيری انتخاب شد و تعهد کرد که در اسرائيل امنيت کامل ايجاد کند. يکی از عوامل موثر در وقوع اين انتفاضه بازديد جنجال انگيز شارون از معبد سليمان (تمپل مانت) واقع در بخش قديمی بيت المقدس بود، که مسلمانان آن را حرم الشريف می خوانند و سومين زيارتگاه مقدس خود می دانند.

اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ به شارون نسبت داده شده است زيرا اعزام نيروهای اسرائيلی به بيروت، که مقر سازمان آزاديبخش فلسطين بود، تحت فرمان وی که در آن زمان سمت وزير دفاع را بر عهده داشت صورت گرفت.

اما در پی حکم يک دادگاه اسرائيلی مبنی بر اينکه شارون بطور غيرمستقيم عامل قتل عام صدها پناهنده فلسطينی بدست شبه نظاميان دست راستی لبنانی هم پيمان اسرائيل بوده است او به ناچار از سمت خود کناره گيری کرد.

در پی شکست نسبی حزب دست راستی ليکود در انخابات سراسریف آريل شارون در سال 2005 حزب ميانه رو کاديما را تاسيس کرد که سياسمتداری کهنه کاری چون شيمون پرز، شائول موفاز و اهود اولمرت نيز با آن پیوستند.

رهبر فلسطينیان: محمود عباس

محمود عباس
محمود عباس معروف به ابومازن رئيس حکومت خودگردان فلسطين

ياسر عرفات، رهبر پيشين فلسطينيان روز يازده نوامبر 2004 در سن 75 سالگی پس از مدتی بيماری، به علت اختلال خونی در بيمارستانی در فرانسه درگذشت.

روحی فتوح رئيس شورای قانونگذاری فلسطين نيز تا زمان برگزاری انتخابات سراسری نهم ژانويه به عنوان رئيس دولت خودگردان انجام وظيفه می کرد.

در رای گيری که روز يکشنبه، 9 ژانويه، در کرانه باختری رود اردن، باريکه غزه و بخش شرقی بيت المقدس صورت گرفت، محمود عباس که به ابومازن معروف است با کسب اکثريت آراء به عنوان رهبر تشکيلات خودگردان فلسطينی انتخاب شد.

او در پی مرگ ياسر عرفات، رهبر فقيد فلسطينيان در روز 11 نوامبر 2004، به عنوان رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين برگزيده شده بود.

پیروزی شگفت انگیز جنبش اسلامی حماس در انتخاباتپارلمانی فلسطين در ژانويه 2006، تنش ميان دو حزب قدرتمند حماس و فتح را افزایش داد. درگيری مسلحانه ميان اين دو حزب می تواسنت جرقه ای برای جنگی داخلی باشد. در فوريه 2007 دو حزب به توافق رسيدند که با تشکيل "دولت اتحاد ملی" به اين درگيری خاتمه دهند.

بسياری از تحلیلگران از محمود عباس به عنوان رهبری ميانه رو طاد می کنند که با رشد گروه های شبه نظامی فلسطينی مخالفت می کند و حامی از سرگيری مذاکره با اسرائيل است. اما او پيش از هر چيز بايد گروه های پيکارجوی فلسطينی متقاعد کند که از فعالیتهای ضد اسرائیلی دست بردارند.

محمود عباس در سال 1935 در صافد (شهری که اکنون در شمال اسرائيل قرار دارد) متولد شد. او در اواخر سالهای 1950 با همکاری یاسر عرفات جنبش فتح را بنياد گذاشت که مهمترين شاخه سياسی در سازمان آزاديبخش فلسطين محسوب می شد.

او در سالهای 1970 روابطش را با سياسمتداران چپگرای اسرائيلی تثبیت کرد. از او به عنوان معمار پيمان اسلو ياد می شود که به موجب آن دولت خودگردان فلسطين به رسميت شناخته شد.

او در ماه می 2003 به عنوان نخست وزير تشکيلات فلسطينی برگزيده شد اما چهار ماه بعد استعفا داد.

ياسر عرفات

ياسر عرفات، رهبر فقيد فلسطين
عرفات در سال ۱۹۲۹ در مصر متولد شد و تحصيل کرد. او قبل از تاسيس جنبش فتح (مخفف جنبش آزاديبخش فلسطين به زبان عربی) در سال ۱۹۵۸ رياست يک شرکت مهندسی ساختمان را در کويت به عهده داشت.

عرفات در سال ۱۹۶۴ کويت را به قصد اردن ترک کرد و جنبش فتح حملات چريکی بداخل اسرائيل را آغاز کرد. در سال ۱۹۶۸ عرفات به عنوان رئيس سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) انتخاب شد و در واقع جنبش فتح را به هسته اصلی ساف تبديل کرد.

او در پی اخراجش از اردن در سال ۱۹۷۰ نيروهای خود را بار ديگر در لبنان مستقر کرد. اما تحت فشار نيروهای اسرائيلی مجبور شد که در سال ۱۹۸۲ لبنان را به مقصد تونس ترک کند. در پی تاسيس مرکز فرماندهی ساف در تونس، عرفات از يک حمله هوايی در صحرای ليبی جان سالم بدر برد.

عرفات در اول ژوئيه ۱۹۹۴، پس از گذراندن ۲۷ سال در تبعيد، به نوار غزه بازگشت. وی در اکتبر ۱۹۹۳ از طرف سازمان مرکزی ساف به عنوان رئيس اقتدار ملی فلسطين انتخاب شد و در سال ۱۹۹۶ پس از يک همه پرسی در اين مقام تائيد شد.

اما در آوريل ۲۰۰۲، عرفات با يکی از چالشهای بزرگ زندگيش مواجه شد. شارون او را مهره ای بی ربط توصيف کرد و نيروهای اسرائيلی که ستادش را برای مدت چهار ماه محاصره کرده بودند بيشتر محوطه آن را اشغال و تخريب کردند. اما او به کمک فشارهای بين المللی بر شارون توانست آن وضعيت خطير را با! موفقيت پشت سر گذارد.

برای بسياری عرفات نماد تلاشهای فلسطينيها دربرای حق تعيين سرنوشتشان است.

اما منتقدان فلسطينی او بر اين عقيده بودند که تشکيلات عرفات جنبه بسيار شخصی پيدا کرده و فساد زده بود. آنان همچنان بر اين باور بودند که وی به سبب اعطای امتيازات بيش از حد به اسرائيل و اعتماد نابجا به آمريکا در جهت اعمال فشار لازمه بر اسرائيل برای ترک زمينهای فلسطينيان با شکست مواجه شد.

نخست وزير فلسطينی: اسماعیل هنيه

اسماعیل هنيه يکی ازهمکاران نزديک شيخ احمد ياسين رهبر معنوی سابق گروه حماس بود و دفتر او را اداره می کرد

سمت نخست وزير در پی درخواست ايالات متحده آمريکا که آن را شرطی برای آغاز کار تدوين يک نقشه صلح مورد حمايت بين المللی برای منطقه قرار داده بود، ايجاد شد و در مارس ۲۰۰۳ از سوی پارلمان فلسطين به تصويب رسيد.

اسماعيل هنيه، يکی از چهره های ارشد جنبش اسلامی حماس در مارس 2006 در پی پيروزی غیرمنتظره اين حزب به عنوان نخست وزير فلسطينيان سوگند ياد کرد.

آقای هنيه در سال ۱۹۶۲ در اردوگاه پناهندگان در غرب شهر غزه متولد شد. پدر و مادر وی در جريان جنگ اعراب و اسرائيل در سال ۱۹۴۸ ازخانه خود در نزديکی شهر اشکلون که اکنون يک شهر اسرائيلی است فرار کرده بودند.

او در دانشگاه اسلامی غزه در رشته ادبيات عرب درس خوانده و در همين ايام با جنبش اسلامی حماس آشنا شد.

آقای هنيه در سال ۱۹۸۷ يعنی درست در جريان قيام فلسطينيان موسوم به انتفاضه، فارغ التحصيل شد. او يکی ازهمکاران نزديک شيخ احمد ياسين رهبر معنوی سابق گروه حماس بود و دفتر او را اداره می کرد. پس از ترور شيخ احمد ياسين و عبدالعزيز رنتيسی، رهبران سابق حماس، او يکی از کسانی بود که برای گروه رهبری جمعی حماس انتخاب شد.

حماس که موجوديت اسرائيل را به رسميت نمی شناسد، از سوی دولتهای غربی بايکوت شده است.

رسانه ها

رسانه های اسرائيلی

مطبوعات و رسانه های اسرائيلی متعدد و متنوع هستند و زبانها، عقايد سياسی و نظريات دينی مختلفی را منعکس می کنند.

سازمان راديو و تلويزيون اسرائيل همانند بی بی سی، سرويسهای راديو و تلويزيون عمومی را اداره می کند. بخش اعظم بودجه آنها از طريق حق اشتراک دستگاههای گيرنده تلويزيونی تامين می شود.

کانالهای ۲ و ۱۰ شبکه های اصلی تلويزيونی تجاری هستند. اکثر خانواده ها مشترک تلويزيون کابلی و يا ماهواره ای هستند.

راديوهای تجاری در سال ۱۹۹۵ آغاز به کار کرد. اما افزايش روزافزون راديوهای بدون مجوز رسمی و رقابت با آنان کار را برايشان مشکل کرده است. تعداد راديوهای بدون مجوز در سال ۲۰۰۳ حدود ۱۵۰ ايستگاه تخمين زده شد. تعدادی از اين راديوهای بدون مجوز برنامه های يهوديان افراطی را پخش می کنند.

تمامی جرايد اسرائيلی مستقل و بسیاری از آنها از طریق اينترنت قابل دسترسی است.

سازمان گزارشگران بدون مرز، که يک سازمان بين المللی دفاع از مطبوعات است، در گزارشی که در سال ۲۰۰5 منتشر کرد، رسانه های اسرائيلی را "مقتدر و مستقل" خواند اما افزود ارتش اسرائيل "به کرات مانع" فعاليت روزنامه نگاران فلسطينی و خارجی شده است.

مطبوعات

تلويزيون

راديو


تلويزيون عمومی، اداره کننده راديوهای عمومی، شامل:
راديو راشت الف - ويژه سخنرانيها
راديو راشت بت - ويژه اخبار
راديو راشت گيمل - ويژه موسيقی

راديو گلگلتز : تحت مديريت نيروی دفاعی اسرائيل، ويژه موسيقی و ترافيک

اينترنت

فناوری کامپيوتر يکی از صنايع بزرگ اسرائيل است. حدود 3.7 ميليون نفر تا سال 2006 به اينترنت دسترسی داشتند. ( بر اساس آمار جهانی اينترنت)

رسانه های فلسطينی

تلويزيون رسانه اصلی برای پخش اطلاعات و اخبار در مناطق فلسطينی نشين است. داشتن ماهواره امری معمولی است و رسانه های پان عرب، بخصوص شبکه تلويزيونی الجزيره که از قطر پخش می شود، از محبوبيت فراوانی برخوردارند.

راديو و تلويزيون رسمی فلسطينی با عنوانهای " صدای فلسطين" و " فلسطين تی وی" از اوايل 2006 زير نظر محمود عباس اداره می شود. گفته می شود اين تصميم به هدف گرفته شد که راديو و تلویزيون فلسطينی زير نظر کابينه تحت حکومت حماس اداره نشود.

شبکه های رسمی راديو و تلويزيون اقتدار ملی فلسطين در کنار دهها شبکه مستقل مشغول به فعاليت اند. تلويزيون اردن در کرانه غربی بينندگان زيادی دارد.

گروه های ناظر بین المللی بر عقيده اند که به عمومی رسانه های در سرزمينهای فلسطينی بيش از هر جای ديگری در جهان عرب مستقل هستند؛ اما خطر آزار، حمله و بازداشت از سوی سرويس های امنيتی، فعالان نظامی و گروه های پیکارجو به شدت روزنامه نگاران را تهديد می کند. خود سانسوری نيز عموميت دارد.

بر اساس گزارشی که در سال ۲۰۰5 از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر شد، خشونت و قتل روزنامه نگاران بدلیل بی ثباتی سياسی "بطور چشمگیری افزایش" یافته است.

در پی انتفاضه دوم رسانه های فلسطينی بر اثر عمليات نظاميان اسرائيلی بشدت صدمه ديدند و شبکه های راديو و تلويزيونی آن تخريب شدند. از جمله شبکه راديو تلويزيونی اقتدار ملی فلسطين در رام الله که در ژانويه ۲۰۰۲ تخريب شد.

مطبوعات

راديو

راديو صدای فلسطين - شبکه رسمی اقتدار ملی فلسطين

تلويزيون

تلويزيون فلسطين - شبکه رسمی اقتدار ملی فلسطين
تلويزيون ماهواره ای فلسطين - واقع در غزه و تحت مديريت اقتدار ملی فلسطين
تلويزيونهای مستقل: القدس - ويژه آموزش و پرورش، المهد، المجد، النورس، الشرق، امواج، بيت اللحم، شپردز، الوطن

خبرگزاری

خبرگزاری فلسطين (وفا)، به زبانهای عربی، انگليسی، فرانسه و عبری

اينترنت

تا سال 2006 حدود 243 هزار نفر دسترسی به اينترنت داشته اند.

 
  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 


سال 1916 میلادی، دولت های بریتانیا و فرانسه در مذاکراتی پنهانی – با نظر مثبت روسیه – طرحی برای تقسیم قلمرو حکومتی امپراطوری عثمانی به مناطق 'تحت نفوذ' آماده کردند که بعدها به نام دو نماينده بريتانيايی و فرانسوی به تفاهم نامه سایکس-پیکوت (Sykes-Picot) مشهور شد. اگرچه اين طرح هیچگاه به اجرا در نیامد، اما مقدمه ای شد برای تقسیم نهایی سرزمین های مسلمان نشين عثمانی میان فرانسه و بریتانیا که سرانجام پس از شکست اين امپراطوری در پایان جنگ جهانی اول به سال 1918 ميلادی رخ داد.
فلسطين


با پایان يافتن جنگ جهانی اول در سال 1918 ميلادی، جامعه ملل يا League of Nations، که نهاد متقدم بر سازمان ملل متحد (UN) به شمار می رود، امپراطوری شکست خورده عثمانی را به مناطق تحت کنترل بريتانيا و فرانسه تقسیم کرد. در اين ميان اداره سرزمین فلسطین (شامل نوار غزه، کرانه باختری رود اردن و کشورهای اردن و اسراییل امروزی) به دولت بریتانیا درآمد. این وضعیت از سال 1920 تا 1948 میلادی، یعنی سالی که کشور اسراييل رسما اعلام موجوديت کرد، کم و بيش ادامه داشت.
فلسطين


دهه های 1920 و 1930 ميلادی شاهد درگيری های خشونت بار ميان عرب های ساکن فلسطين و مهاجران يهودی بود. با آغاز جنگ جهانی دوم در سال 1939 ميلادی و در پی کشتار يهوديان به دست آلمان های نازی، سرنوشت يهوديان برای افکار جهانی اهميت ويژه ای يافت. پس از جنگ، در سال 1947 میلادی، پيشنهادی در مجمع عمومی سازمان ملل ارایه شد که سرزمین فلسطین را به دو بخش تحت کنترل یهودیان و تحت کنترل کشورهای عربی تقسیم می کرد. شهر بيت المقدس نیز به منطفه ای بین المللی تبدیل می شد. چیزی نگذشت که با مخالفت قاطع اعراب، این راه حل به فراموشی سپرده شد.
فلسطين

با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم و خروج نيروهای بریتانیا از سرزمین فلسطین، درگيری ميان ساکنان عرب و يهودی آن دوباره بالا گرفت. سال 1948 ميلادی یهودیان رسما تاسيس کشور اسراییل را اعلام کردند. در کوتاه زمانی نیروهای نظامی کشورهای عرب همجوار به سرزمین فلسطین سرازیر شدند تا اولین جنگ تمام عیار میان اعراب و اسراییل شکل بگیرد. پس از هشت ماه با مداخله سازمان ملل و مشخص کردن یک مرز صلح، آتش بس برقرار شد. در نتیجه این تحولات و مرزبندی ها، کرانه باختری رود اردن و نوار غزه به عنوان مناطق مستقل جغرافیایی تعيين شدند.
فلسطين


در فاصله سال های 1948 تا 1967 میلادی، کرانه باختری تحت کنترل کشور اردن بود و نوار غزه را ارتش مصر اداره می کرد. سال 1956 جمال عبدالناصر رییس جمهور وقت مصر، کانال سوئز را ملی اعلام کرد. این اقدام با واکنش نظامی اسراییل، بریتانیا و فرانسه مواجه شد و صحرای سینا به اشغال نیروهای اسراییل در آمد. این نیروها مدتی بعد عقب نشستند تا نیروهای سازمان ملل در مرز مصر و اسراییل مستقر شوند. سال 1967، تنش میان دو کشور بالا گرفت؛ عبدالناصر خواستار خروج نیروهای سازمان ملل شد؛ و گذرگاه آبی دهانه شرم الشيخ را بر کشتی های اسراییلی بست. جنگ قطعی می نمود.
فلسطين


ژوئن سال 1967، اسراییل که تهدید را جدی تر از همیشه می دید، حمله ای پیشگیرانه عليه مصر، و متحدانش سوریه و اردن، ترتیب داد. حمله غافلگیرانه اسراييلی ها موجب شد بخش بزرگی از نیروی هوایی مصر که نقطه قوت نیروی نظامی این کشور به شمار می رفت، پیش از برخاستن از زمین نابود شود. در ادامه این نبرد بسیار کوتاه، که به "جنگ شش روزه" مشهور شد، ارتش اسراییل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، بلندیهای جولان در سوریه و صحرای سينا را اشغال کرد. در کمتر از يک هفته، مساحت زمين های تحت کنترل اسراييل چند برابر و نقشه سياسی خاورميانه دگرگون شده بود.
فلسطين


از آن زمان به بعد، مبنای همه مذاکرات فلسطینیان و اسراییلی ها را اصل "صلح در برابر زمین" تشکیل داده است؛ اصلی که پس از جنگ شش روزه در سال 1967 بر اساس آن قرار شد اسراییل سرزمین های اشغالی را در ازای به رسمیت شناخته شدن کشورش توسط همسایه های عرب بازپس دهد. از میان سرزمین های اشغال شده در سال 1967، صحرای سینا در قرارداد صلح 1979 به مصر بازگردانده شد؛ در سال 2005 نیروهای اسراییل و شهرک نشين های یهودی از نوار غزه خارج شدند. اشغال سرزمین های دیگر، با گذشت قریب به سه دهه از جنگ و به رغم نظر جامعه بین الملل همچنان ادامه دارد.
فلسطين

  

نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

عرب اسرائيلی کيست؟
 
کودکان عرب
عرب اسرائيلی اصطلاحی است که در مورد فلسطينيان ساکن خاک اصلی اسرائيل به کار می رود
عرب اسرائيلی اصطلاحی است که در مورد فلسطينيان ساکن خاک اصلی اسرائيل به کار می رود، يعنی در سرزمينهايی که تحت حاکميت دولت اسرائيل قرار دارد، هر فلسطينی که جايی غير از کرانه باختری و نوار غزه زندگی کند، عرب اسرائيلی ناميده می شود.

به اين دسته از فلسطينيان، عربهای 48 نیز می گويند، چون در سال 1948 که جنگ نخست اعراب و اسرائيل درگرفت، بخشی از فلسطينيانی که در کشور تازه تأسيس اسرائيل ساکن بودند از اين کشور خارج شدند و به کشورهای عرب همسايه پناه بردند و آنهايی که ماندند، يا آنهايی که پيش از بسته شدن مرزها در پی اين جنگ به اسرائيل بازگشتند، همين عربهای اسرائيلی کنونی اند.

با اين حال دولت اسرائيل در آمار رسمی خود، عنوان عرب اسرائيلی را بر فلسطينيان ساکن شرق بيت المقدس و همچنين ساکنان بلنديهای جولان نيز اطلاق می کند، هرچند اين دسته از اعراب بر خلاف عربهای معروف به عرب 48 تابعيت اسرائيلی ندارند و تنها از اجازه اقامت دائم در اسرائيل بهره مندند.

شرق بيت المقدس مورد اختلاف بين فلسطينيان و اسرائيل است و بلنديهای جولان بخشی از خاک سوريه است که در جنگ 1967 به تصرف اسرائيل درآمد و هرچند سوريها در جنگ 1973 توانستند بخشی از آن را از اسرائيلی ها بازپس بگيرند، بخش اعظم آن همچنان در تصرف اسرائيل قرار دارد.

ساکنان اين دو منطقه کارت شناسايی آبی رنگی دارند که با آن می توانند بين سرزمينهای اشغالی و اسرائيل رفت و آمد کنند اما گذرنامه اسرائيلی ندارند و بنابراين در صورتی که از اسرائيل خارج شوند ممکن است ديگر قادر به بازگشت به اسرائيل نباشند.

ساکنان کرانه باختری و نوارغزه که سرزمينهای فلسطينی تحت اشغال اسرائيل به شمار می روند کارت اقامت سبزرنگی دارند که با آن به دشواری می توانند به سرزمينهای اسرائيلی رفت وآمد کنند و باز هم در صورت سفر به خارج ديگر ممکن است حتی قادر به ورود به سرزمينهای فلسطينی نيز نشوند.

فلسطينيان می گويند که با وقوع جنگ 1948، اسرائيليها آنها را از کشور اخراج و خانه هايشان را تصاحب کردند اما روايت اسرائيلی ها اين است که آنان به ميل خود و با وجود اينکه دولت اسرائيل از آنها خواسته بود کشور را ترک نکنند از کشور خارج شدند.

از حدود 950 هزار فلسطينی که در اسرائيل زندگی می کردند تنها 156 هزار نفر آنها در اسرائيل باقی ماندند

همچنين گفته می شود دولتهای عربی که در حال جنگ با اسرائيل بودند و همچنين برخی روحانيون مسلمان به فلسطينيان ساکن اسرائيل اعلام کردند که از اسرائيل خارج شوند تا گرفتار آتش خودی نشوند و ارتشهای عرب بتوانند فارغ از بيم قربانی شدن آنان، دولت يهود را در هم بکوبند.

بدين ترتيب از حدود 950 هزار فلسطينی که در اسرائيل زندگی می کردند تنها 156 هزار نفر آنها در اسرائيل باقی ماندند.

اما نتيجه جنگ به سود اسرائيل تمام شد و پس از جنگ هم مرزها بسته شد و فلسطينيانی که خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند ديگر حق بازگشت نيافتند و تاکنون در لبنان و سوريه و مصر و اردن و ديگر نقاط جهان پراکنده اند.

خانه ها و اموال آنان نيز بنابر قوانينی که مجلس اسرائیل یا کنست تصويب کرده بود، به مصادره دولت درآمد و خانه هايشان در اختيار مهاجران يهودی قرار گرفت که روانه اسرائيل شده بودند.

تنها استثنا، گروهی يازده هزار نفری، معروف به ساکنان وادی عره بودند که به اردن گريخته بودند و دولت اردن براساس توافقنامه صلحی که با اسرائيل امضا کرد، آنان را به اسرائيل بازگرداند.

کنست یا مجلس اسرائيل در سال 1952 به ممنوعيت بازگشت فلسطينيان جنبه قانونی داد و اين قانون تاکنون از مهمترين نکات اختلاف ميان فلسطينيان و اسرائيل است و دولت اسرائيل هنوز حاضر نشده است به معاهده صلحی تن بدهد که حق بازگشت آن دسته از فلسطينيان را که سکونتگاه اصلی شان در خاک اسرائيل بوده به رسميت بشناسد.

بنابر آمار رسمی دولت اسرائيل، 82 درصد عربهای اسرائيلی مسلمانند، 9 درصد مسيحی و 9 درصد دروزی که البته مسلمان دانستن يا ندانستن دروزيها خود جای بحث دارد، چراکه دروزيها در اصل از شيعيان اسماعيله منشعب شدند اما باورها و آداب و رسومی برای خود برگزيدند که متفاوت و گاه مغاير با باورها و آيينهای رسمی دين اسلام است، دروزيها از اين جهت نزديک به علويهای ترکيه و سوريه و همچنين جمعيتی اند که در ايران به اهل حق و در عراق به کاکه ای شهرت دارند.

دروزيها که اغلب اطراف حيفا در شمال اسرائيل زندگی می کنند، بر خلاف فلسطينيان مسلمان و مسيحی تمايل کمتری به مخالفت و رويارويی با دولت اسرائيل داشته اند و حتی در سالهای نخست تشکيل اسرائيل و بين سالهای 1948 تا 1966 که عربهای اسرائيل تحت حکومت نظامی زندگی می کردند و حق خروج از شهرهای محل سکونت خود را نداشتند، رهبران دروزيها با دولت اسرائيل توافق کردند که در ازای خدمت جوانان دروز در ارتش اسرائيل، به دروزيها حق رفت و آمد آزاد در اسرائيل داده شود.

البته بخشی از دروزيها که جمعيتشان حدود بيست هزار نفر برآورد می شود، ساکنان بلنديهای جولانند که شهروند اسرائيلی شناخته نمی شوند و تنها اجازه اقامت در اسرائيل دارند.

فلسطينيان مسلمان عموماً سنی مذهبند اما چند روستا در نزديکی مرز لبنان قرار دارد که ساکنان آن همچون اغلب ساکنان جنوب لبنان شيعه مذهبند، هرچند بسياری از جمعيت اين روستاها جزو آن دسته اند که در جنگ 1948 از اسرائيل خارج شدند و به لبنان رفتند و پس از آن در ميان شيعيان لبنان حل شدند.

آمار رسمی دولت اسرائيل، جمعيت عربهای اسرائيلی را بيش از يک ميليون و چهارصد هزار نفر برآورد می کند که يک پنجم کل جمعيت اسرائيل را تشکيل می دهد.

رشد جمعيت در ميان عربهای اسرائيلی بيش از يهوديان اسرائيل است.

شمار عربهای اسرائيلی در سال 1952 يکصد و شصت و هفت هزار نفر بوده که طی نيم قرن جمعيتشان9 برابر شده است.

بنابر آمارهای رسمی، هر زن مسلمان در اسرائيل به طور متوسط چهار فرزند به دنيا می آورد؛ در حالی که اين رقم در مورد زنان يهود دو و هفت دهم است، همچنين نرخ رشد جمعيت در ميان مسلمانان سه درصد و در ميان يهوديان يک و نيم درصد است.

برخی آمارها حاکی از اين است که از هر چهار کودکی که در اسرائيل متولد می شود يکی از آنها مسلمان است و همچنين 42 درصد جمعيت مسلمانان زير پانزده سالند، در حالی که جمعيت در سنین زير پانزده سال يهودی بيش از 26 درصد نيست، در مورد سالمندان نيز سه درصد مسلمانان بيش از شصت و پنج سال دارند در حالی که بالای شصت و پنج ساله های يهودی، دوازده درصد جمعيت آنها را تشکيل می دهند.

چنين روند رشدی مايه نگرانی برخی يهوديان اسرائیل شده است. آنها ظاهرا بيم زمانی را دارند که جمعيت عربها از جمعيت يهوديان نيز بيشتر شود و موجوديت تنها دولت يهود در جهان، نه از خارج، بلکه بدون جنگ و خونريزی و از درون مورد تهديد قرار گيرد.

>عربها در اغلب نقاط اسرائيل ساکنند اما مناطقی که در آنها اکثريت دارند، کوهستان الجليل، منطقه موسوم به المثلث و صحرای نگب در جنوب اسرائيل است

عربها در اغلب نقاط اسرائيل ساکنند اما مناطقی که در آنها اکثريت دارند، کوهستان الجليل، منطقه موسوم به المثلث و صحرای نگب در جنوب اسرائيل است.

بيشتر عربها در روستاهای اين سه منطقه زندگی می کنند و بنابر آمار، تنها شانزده درصد شهرنشينان اسرائيلی را عربها تشکيل می دهند.

عربهای ساکن صحرای نگب عمدتاً اعراب باديه نشينند که زندگی قبيله ای دارند و به بدو، يا اعراب بدوی شهرت دارند.

بر خلاف ديگر فلسطينيان که از لحاظ تاريخی ممکن است تبار عربی نداشته باشند و همچون بسياری از مردم ديگر کشورهای عربی، تنها زبانشان به دليل تسلط اعراب، به عربی تبديل شده باشد، اعراب صحرای نگب از تبار قبائلی اند که با لشکرهای فاتح عرب در صدر اسلام از جزيرة العرب به فلسطين آمدند و همانجا ماندند، از جمله قبائل صحرای نگب، شاخه ای از قبيله قريش است که پيامبر اسلام نيز از اين قبيله برخاسته است.

بخش عمده ای از رشد جمعيت اعراب اسرائيلی به باديه نشينان صحرای نگب باز می گردد که جمعيتشان تا هشتصدهزار نفر برآورد می شود اما به علت اينکه بسياری از مردهايشان بيش از يک همسر دارند و پراولاد هستند، رشد جمعيتشان چشمگير است.

عربهای اسرائيلی به عنوان شهروندان اين کشور رسماً از حقوق مساوی با شهروندان يهودی برخوردارند هرچند در عمل، از تبعيض شکايت دارند.

عربها در تمام دوره های مجلس کنست نماينده داشته اند و اکنون هم از 120 نماينده مجلس کنست، دوازده نفرشان را عربها تشکيل می دهند.

عربهای مسلمان احزاب سياسی خودشان را دارند اما دروزيها ترجيح می دهند در حزبهای اصلی اسرائيلی، حتی احزاب راستگرا فعاليت کنند.

نائب رئيس کنونی مجلس کنست، مجلی وهبه که عضو حزب راستگرای کديماست، عرب دروزی مذهب است.

صالح طريف

تاکنون دو عرب توانسته اند در اسرائيل به کابينه راه يابند: صالح طريف که دروزی مذهب است و سمت وزيرمشاور داشته و غالب مجادله که مسلمان است و اکنون در دولت امير پرتز، وزير مشاور است.

در دستگاه قضائی تاکنون يک عرب مسلمان توانسته به مدت نه ماه رئيس يکی از شعب ديوان عالی باشد و يک عرب مسيحی هم رياست دائم يکی از شعب ديوان عالی را دارد.

در دستگاه سياست خارجی، نواف مصالحه نخستين عرب مسلمان بود که به سمت معاونت وزارت خارجه دست يافت و علی يحيی که او هم مسلمان است، نخستين عرب اسرائيلی است که به مقام سفارت رسيد.او در سال 1995 سفير اسرائيل در فنلاند شد و اکنون سفير اسرائيل در يونان است.

از ميان دروزيها هم وليد منصور سفير اسرائيل در ويتنام و رضا منصور، سفير اسرائيل در اکوادر شده است.

عربها حق دارند مدارس خود را داشته باشند و به زبان خود درس بخوانند، هرچند فراگيری زبان عبری هم در مدارس برای آنها اجباری است.

با اينکه در اسرائيل خدمت نظام وظيفه حتی برای دختران اجباری است، عربهای مسلمان و مسيحی عملاً از خدمت نظام وظيفه معاف می شوند اما دروزيها بر اساس توافقی که سالها قبل کرده اند اجباراً به خدمت فراخوانده می شوند و برخی از آنها در خدمت ارتش به درجه ژنرالی و مناصب بالايی همچون فرماندهی نيروهای مرزبان رسيده اند.

هرچند شماری از عربهای مسلمان و مسيحی هم هستند که به ميل خود به سربازی می روند.

گروهایی از عربهای اسرائيلی با اينکه تابعيت اسرائيلی دارند اما همچون فلسطينيان ساکن سرزمينهای اشغالی در مبارزه عليه دولت اسرائيل شرکت دارند و بسیاری ازعاملان بمبگذاريهای انتحاری در شهرهای اسرائيلی، عربهای شهروند اسرائيلند.

در کنار عربهای اسرائيلی، عربهای يهودی نيز هستند که همچنان به زبان عربی صحبت می کنند و در واقع يهوديانی اند که يا از ديرباز در فلسطين زندگی می کرده اند يا اينکه از کشورهای عربی به فلسطين و سپس اسرائيل کنونی کوچيده اند.

اين دسته از يهوديان، عمدتاً به اين دليل که بنابر تعبير رسمی دولت اسرائيل، يهوديت علاوه بر مذهب، قوميت نيز محسوب می شود، خارج از عربهای اسرائيلی طبقه بندی می شوند، هرچند در ميان مردم اسرائيل به عرب يهودی شهرت دارند.

 
  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦