چهار سال حکومت کرزی!

چهار سال پيش بعد از اينکه امريکا کشت بی تفاوتی ، اشتباهات و سياست منفی  خود را در افغانستان درو کرد. مجبور به تجاوز به افغانستان شد وبا قدرتی که در جامعه ای بين المل داشت ، اقدامش را قانونی جلوه داده و شريکان بين الملی  خود را نيز با خود کشاند ، و افغانستان  به اصطلاح بار ديگر در محراق توجه جامعه ای بين الملل قرار گرفت.   استعمار باسوء استفاده از تجارب تلخ سالهای جنگ ، خسته گی و بيچاره گی مردم افغانستان با  به کار گرفتن نيرنگ های سياسی و  دادن رشوت های کلان در کنفرانس بن ، برای رسيدن  بمنافع سياسی دراز مدت خويش ، سلطه ای خود را  در وجود کرزی بر مردم افغانستان تحميل کرد.

مردم افغانستان که از  تجربه ای تلخ  ،  دردو رنج و فقر سالهای گذشته و بی تفاوت  و بی توجه بودن جامعه جهانی در مورد آنچه در افغانستان می گذشت، که زمينه ساز مداخلات همسايه و سبب ويرانی و بيچاره گی مردم  گرديد ، رنج ميبرد ند.  ازاينکه  می د يد ند  کشور شان مورد توجه جامعه ای جهانی قرار گرفته و درد و رنج د يرينه ای  شان به پايان خواهد رسيد و دوره ای شگوفائی و بازسازی افغانستان فرا رسيده است ، سخت به آينده اميد وار بودند ، و برای رسيدن به فردای بهتر ، تجاوز به کشور ،  تجاوز به عزت و نواميس ، موجوديت قشون خارجی و زندانها و رسوائی های شان ، همه  را تحمل کردند. 

اکنون که چهار سال از آنروز می گذرد،  دست آورد های آن چيست؟؟

اين چهار سال را ميتوان سالهای طلا يی در تاريخ کشور نام گذاشت که از دست رفت و کمترين استفاده از آن  صورت گرفت و دوباره در تاريخ  تکرار نخواهد شد. بهترين فرصت ها و امکانات ضايع ، حيف و ميل و از دست رفت.

طوريکه ديده می شود در چهار سال گذشته بهترين های دنيا در اختيار آقای کرزی و تيم بی تخربه ای شان قرار داشت ، به اين معنا که بهترين مشاورين خارجی و بهترين کارشناسان دنيا در همه عرصه ها ، بهترين  امکانات و يا عظيم ترين منابع مالی و کمک های ملياردی بالا تر از خواست و توقع حکومت ، بهترين و قوی ترين ارتش های دنيا جهت تامين امنيت و اردو سازی ، بالا ترين صلاحيت در عزل و نصب کارمندان دولت ، مطلق العنانی کامل و عدم پاسخ گويی در مقابل ملت ( واجب الا حترام بی مسوليت).

 تمام امکانات فوق در اختيار دولت کرزی قرار داده شد و مردم با اعتمادی که کردند ازين دولت تنها کار ، بازسازی ، امنيت ، بهبود  وضع زنده گی ،  آبادی کشور شان و تحقق خواب های که ديده بودند، می خواستند.

اما با تآسف و باز هم با تآسف ديده می شود که با وجود همه ای امکانات و منابع کمترين کاری درين چهار سال صورت گرفته است. اگر بخواهيم از انفاذ چندين قوانين و تدوير لويه جرگه ها و انتخابات رياست جمهوری و پارلمانی  نام ببريم ، ديده می شود که درين عرصه کارشناسان خارجی و مشاورين خارجی بيشتر زحمت کشيده اند و اينها بيشتر نتيجه ای کار ، سازماندهی و سرمايه ای آنهاست تا دولت آقای کرزی.

نظر به سطح  وسيع و عظيم کمک ها ، کار اساسی و زير بنايی از دولت آقای کرزی در عرصه های اقتصادی ، سياسی ، فرهنگی و وحدت ملی ديده نمی شود

بر عکس درين دوره فقير فقير تر ، غنی غنی تر گرديد ، عدم ايجاد و تنظيم اداره ای سالم ، رواج بی سابقه ترين نوع فساد اداری در تاريخ کشور ، رشد سريع کشت و قاچاق مواد مخدر و دست داشتن مقامات بلند پايه ای دولت تا سطح  برادر اقارب و شايد هم خود آقای کرزی ، حيف و ميل بی رحمانه ای کمک های خارجی و انتقال آن به حسابات شخصی در خارج ، عدم قاطعيت و بر خورد دوگانه ای قومی با دشمنان داخلی و خارجی ، دامن زدن تفرقه ای نژادی و تضاد قومی و در نتيجه ايجاد بی اعتمادی ملی ، بی امنيتی ، همه و همه از دست آورد های اين دوره است.

طوريکه می دانيم و تجارب قبلی تجاوز شوروی و کمکهای آن نشان داد ، قوای خارجی و کمکهای بين المللی دايم العمر در اختيار افغانستان قرار نخواهد داشت و بعد از مدتی قوای خارجی از کشور خارج و کمکهای خارجی کم و يا قطع خواهد گرديد . و اين ما هستيم که از بهترين فرصت ها و امکانات بد ترين استفاده را کرديم و کار اساسی و بنيادی انجام نداديم و هيچ دردی از دردها ی وطن را دوا نکرديم.

سوال اسا سی اين است که مسول اين همه غفلت و جنايات اقتصادی طی چهار سال گذشته کی است. آيا دولت کرزی مسول و جواب گو نيست و يا اينکه باز در جستجوی مسول فرضی ديگری باشيم؟؟

                                                                                      با احترام

                                                                                وحدت از جرمنی

                                                                            ۱۱ قوس ۱۳۸۴

                                

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٤