اسد الله  سروری  تنها نبود

 

مسله جنایت کاران جنگی و ناقضین حقوق بشر و محاکمه ای آنان یکی از جمله مسائل مهم کشور است و البته هر شهروند افغانستان ، خواهان تآمین عدالت و محاکمه ای ناقضین حقوق بشر و جنایت کاران جنگی است.

 به نظر بنده در افغانستان جنایات بشری به دو شکل عمده صورت گرفته که باید از هم تفکیک شود . یکی جنایاتی است که طی سالهای گذشته  در اثر جنگ و بر خورد های مسلحانه صورت گرفته ،  که  فیر راکت ها و مرمی های  کور که آدرس و نشانی را دقیق  بلد نبوده  و باعث قتل ، ویرانی  و بدبختی انسانها گردیده است. نوع دوم جنایاتی است  که دولت منحیث مسول حفظ جان ، مال وعزت مردم با یک پلان  سازماندهی شده ای قبلی به آدرس های مشخص و معینی  مراجعه و افراد را بازداشت، شکنجه و بعدآ بدون محاکمه  از بین برده است

 مسله ناقضین حقوق بشر و جنایت کاران جنگی باید  با دقت ، طور همه جانبه ، نه در طی ده بیست سال گذشته بلکه  از زمان محمد ظاهر شاه بدینطرف باید مورد بحث و مطالعه قرارگیرد . چون در آن دوران نیز موارد متعد دی  از نقض حقوق بشر ، از جمله به زندان کشیدن و شکنجه ای فعالین سیاسی و  از بین بردن انسانها به جرم داشتن عقیده و تفکر دیگر موجود است. همچنان این  مسله باید توسط مراجع و ارگانهای بی طرف و صالح مورد بررسی قرار بگیرد نه توسط کمیسون های نام نهاد سیاسی ، فروخته شده ، طراحی شده با اهداف قبلی کنونی ، تحت نام کمیسون مستقل حقوق بشر و غیره ،  چون نباید با این مسله سلیقه ای ، سیاسی ، انتخابی و ابزاری برخورد صورت گیرد ،  که چنین برخوردی  بحران زا   بوده  و  مشکلی را حل نخواهد کرد

 این کاملآ روشن است که  یکی از سیاه ترین دوره های  تاریخ کشور و یا منشآ تمام بدبختی کشور  کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷  و دوران حاکمیت حزب دمکراتیک خلق  بوده است و هم یکی  از بزرگترین  جنایات بشری  در  تاریخ کشور نیز در همین دوره صورت گرفته است. بر علاوه ای  بمباردمان و راکت باران وحشیانه و ویرانی  قرآ  و قصبات ، حاکمیت  وقت و دستگاه  مخوف و جهنمی  آن  اکسا ، خاد  و  یا امنیت دولتی این فرزند نا مشروع  کا- جی- بی   شوروی  سابق ،  بطور  سازماندهی شده و پلان شده ، منظم و سیستماتیک ، در سراسر کشور، هزاران هزار انسان تحصیل کرده  و غیر تحصیل کرده  را  از خانه ، محل کار و تحصیل ، و بازار  ربوده و بدون  سوال و جواب و محاکمه  زندانی ، به بد ترین و وحشیانه ترین شکل شکنجه نموده ( که زبان از بیان شکنجه های آندوران قاصر است) و بعدآ  یا  بصورت  دسته جمعی  با بلدوزر ها  زنده به گور  ،  یا از  طیاره زنده پرتاب ، یا با دست و پای بسته  به دریا انداخته و یا به گلوله  بسته اند که هزاران  طفل را یتیم ، هزاران  زن  را  بی شوهر ، هزاران پدر را بی پسر ، هزاران خواهر را بی برادر و هزاران هزار فامیل را به خاک وخون کشانیده  و در غم عزیزان شان ،  سوگوار نمودند و  تا  اکنون هم  هنوز   هزاران  انسان و فامیل از سرنوشت  اقارب  و عزیزان شان  که توسط رژیم سفا ک  وقت  زندانی شده بودند ، هیچ اطلاعی ندارند و هنوزهم منتظرند.

 کمتر  کسی است  که  اختناق ، ترور و وحشت آن دوران  را به یاد نداشته  و یا  از آن  داغی  نداشته  باشد .  من  خود شاهد هستم که  صد ها انسان  صرفآ به جرم شنیدن  رادیو ی  بی بی سی( رادیوی  ارتجاع  و امپریا لیزم)، به جرم  هورا  نگفتن ، به جرم  به عسکری نرفتن ، سازمان نرفتن  و  عقده  های شخصی ،  زندانی  و کشته  شده اند . که نشر  لیستهای  رسمی دوازده هزار نفری  کشته  شده گان  در آغاز  زمامداری  حفیظ الله  امین  نشانه ای کو چکی از  جنایات    آن دوران  است

 درین جنایات  عجیب و غریب وحشیانه ،  تنها  یک  اسدالله سروری دست نداشت  بلکه  صدها  اسد الله  سروری دیگرنیز درین جنایات مستقیمآ دخیل  بودند ،  که فعلآ  در اروپا، امریکا ( در دامان امپریالزم) ، در جمهوری های  شوروی سابق ، در روسیه ، در داخل افغانستان و در پارلمان (گلاب زوی  و همکاران شان) حضور  دارند که باید پاسخ گوی  اعمال ننگین  شان علیه بشریت باشند.

 البته ناقضین حقوق بشر و جنایت کاران جنگی که زنده اند ، باید محاکمه شوند و آنهای که مرده اند ، باید نام شان در تاریخ کشور منحیث ناقض حقوق بشر و جنایت کار جنگی  ثبت  گردد.

 

 

 

                                                                          ضیاء

 

                                                                   ۲۵ حوت ۱۳۸۴

 

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٤