اسلام ستيزی در غرب

يکتعداد متفکرين ، سيايت گذاران و سياست مدارن غربی ، بعد از کمونيزم ، اسلام و فرهنگ اسلامی را بزرگترين دشمن و مانع در راه توسعه طلبی جهانی خود می پندارند و متآسفانه طوريکه  ديده می شود اين طرز ديد مبنای سياست های سلطه جويانه و دراز مدت غرب را تشکيل ميدهد و جهت مهار ، تضعيف و از پا در آوردن اين دشمن برنامه های بلند مدتی را تدارک و عملی مينمايند

کشور های غربی جهت از بين بردن دشمن درجه اول شان ( کمونيزم ) زيرکانه از دشمن درجه دوم يعنی اسلام و فرهنگ اسلامی به حد اعلی استفاده و بهره بردند و می بينيم که بعد از تجاوز شوروی به افغانستان ، جهاد مردم افغانستان مورد عنايت و حمايت کشور های غربی و اسلامی قرار گرفت که در نهايت منجر به شکست شوروی  در افغانستان و شکست کمونيزم در جهان گرديد

غرب فاتح و مغرور از شکست رقيب درجه اول متوجه رقيب درجه دوم شده  و در اولين اقدام مجاهدين را که تا ديروز مورد حمايت شان بود ، با تمام نفاق سردرگمی عمدآ رها و يا به گفته ای خودشان ، فراموش کردند. اما در اصل نه تنها مجاهدين را رها کردند بلکه در ايجاد تفرقه و  تشديد عداوتها بين شان به طرق مختلف کوشيدند. چون غرب نمی خواست مجاهدينی که بزرگترين ارتش دنيا يعنی ارتش سرخ را ، که  هيبت آن خواب را از چشم غرب گرفته بود ، شکست داده بودند ، موفق به تشکيل حکومت اسلامی  شوند که اين حکومت الگوی گردد برای نهضت های اسلامی در سراسر جهان اسلام و خطری گردد به رژيم های دوست غرب در کشور های اسلامی و در نتيجه اتحاد و تبديل شدن جهان اسلام به يک قد رت بزرگ در مقابل غرب

غرب يکی از مهمترين شيوه های مقابله با اسلام را تهاجم فرهنگی و سلطه ای فرهنگی در لباس صدور دموکراسی غربی ، آزادی بيان ، آزادی زن ، حقوق بشر، حتی با توسل به قدرت نظامی و اقتصادی  در دستور کار خود قرار داد. تا از طريق کمرنگ ساختن فرهنگ اسلامی در بين مسلمانان جوان ، اعتقادات و باور های دينی آنها را تضعيف نمايد. درين راستا با اماد از رسانه ها چون اخبار ، پخش اوراق و مجلات سکسی ، کانال های تلويزيون و کتب و اجير نمودن گروه ها و احزاب ، تلاش های زيادی بخرچ دادند. که البته نشر کتاب آيات شيطانی ، تشکيل احزاب لائيک و دموکرات که قيامهای  ضد ارزشهای دينی و ملی شان همواره  مورد استقبال گرم سران غرب و حمايت  آنها قرار می گيرد ، نيز درين جهت ميتواند معنی شود ، همچنان حمايت بی دريغ دول غربی از رژيم اشغال گر اسرائيل و دشمنی آن با جهان اسلام را نيز درين زمينه ميتوان ياد آور شد

در سالهای اخير ،  دشمنی با اسلام يا اسلام ستيزی با پيروزی احزاب محافظه کار و يا دست راستی  در کشور های غربی شکل علنی تر به خود گرفت ، که در قدم اول لبه ای تيغه به سوی مسلمانان ساکن در کشور های غربی گرفته شد که بد ترين رنج وشکنجه را اين مسلمانان کشيده و می کشند و هر روز با محدوديت های بيشتر و بيشتر ، تو هين ، تحقير و تمسخر مواجه اند. مقدسات شان توهين ، عقائيد شان تفتيش ، خودشان محاکمه و اخراج ، مساجدشان تعطيل و امامان شان محاکمه و اخراج ميگردند

البته چاپ کارتونهای از حضرت محمد (ص) عمل ژشتی که از دنمارک آغاز شد و بعدآ مورد استقبال گرم تقريبآ همه ای رسانه های کشور های غربی و نماينده گان دست راستی پارلمان های شان چون فرانسه، هالند ، المان و غيره واقع شد و روز نامه ها بار بار به چاپ آنها دست ردند و می زنند، چهره ای واقعی ضد اسلامی و اسلام ستيزی غرب را برای جهان اسلام روشن و روسن تر ساخت که عملآ زمينه ای  خشم و بيداری مسلمانان جهان را فراهم ساخت و تواضع های دشمنانه ای غرب را افشاء کرد و عکس العمل مسلمانان هم ، بدن استعمار و غرب را به لرزه انداخت

رسانه و ميديا در غرب نقش تعين کننده و حياتی داشته و در ساخت و ساز و سمت و سو دادن ارزش ها و باور ها و ذهنيت های اين جوامع نقش اساسی دارند. اصلآ ميتوان گفت  که در جوامع غرب ميديا و رسانه حکومت می کند يعنی دموکراسی نه بلکه در غرب  ميديا کراسی است.

در هر جا يا منطقه ای که غرب بخواهد اقدام و يا حمله ای کند اول ميديا پيشقدم می شود و بعد از زمينه سازی و ذهنيت سازی ، قشون نظامی و غيره را به دنبال خود می کشاند

به نظر من اين بسيار بسيار ساده لوحی خواهد بود که فکر شود ، اين حرکت صرفآ  اشتباه يک روزنامه ای دنمارکی بوده است ، بلکه اين بخشی از برنامه های سازماندهی شده ای  اسلام ستيزی غرب است که در کنار صدور دموکراسی غربی و تهاجم فرهنگی می تواند معنی پيدا کند

موضع گيری به ظاهر مختلف امريکا و انگليس با ديگر کشور های غربی بيشتر ناشی از موقعيت و مشکلات اين دو کشور  در عراق و افغانستان تعبير می شود چنانچه  بعدآ ما شاهد اعلام حمايت بوش و انگليس از دنمارک و صدراعظم آن هستيم  و جالب اينکه  از همين روز نامه ای دنمارکی خواسته شده بود تا کارتون های از حضرت عيسی ( ع ) به چاپ برساند اما روز نامه حاضر به چنين کاری نشد

فکر می کنم اين مسله را نمی توان صرفآ با تبارز احساسات که قابل قدر و قابل درک است ، پاسخ داد ، چرا که اين اولين توهين نيست  و به يقين آخرين اش هم نخواهد بود . اين وظيفه ای دول اسلامی است تا متحدانه با يک صدا ، قاطع ، آگاهانه و بيدار با موضوع بر خورد نمايند و جهت جلوگيری از پيامد های مخرب آن ، با غرب داخل بحث  و گفتگو ی  جدی شوند و از برخورد های مقطعی و عکس العملی خود داری نمايند  و به غرب بفهمانند  که انسان موجودی است آزاد اما مسؤل ،  و اين  حيوانات اند  که آزاد اند و غير مسؤل ،  و متآسفانه تعريف  انسان در  غرب از نوع دوم است

 

                                                                            س.ض. ايمان

                                                                            ۲۰  دلو   ۱۳۸۴    

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٤