آيا اين حاکميت ملی است؟؟

بعد از سه دهه جنگ و بحران ، کشور افغانستان به دولت و اداره ای نياز داشت، دلسوز ، صادق و مسؤل در مقابل مردم تا بتواند اعتماد، از هم پاشيده گی ای تمام اقشار ، گروه ها و اقوام ساکن کشور را در خود داشته باشد.

بعد از کنفرانس بن و توجه جامعه ای جهانی و به قدرت رسيدن آقای کرزی و وعده های سپرده شده، يکبار ديگر جرقه های از اميد در دل نا اميد ، مرده و پر رنج مردم افغانستان دميده شد. شادی و حرکت در تن نيمه جان و پارجه پارچه ای ملت ديده شد ، آرزو ها زنده و انديشيدن به فردا آغاز  شد.

اما  متآسفانه  اين اميد ها و آرزو ها دير پا  نبودند  و بعد از سه چهار ماه اول ديده شد که آقای کرزی و تيم دموکرات و غربی شان بيشتر از منافع ملی به منافع قومی تمائل داشته و متعصب تر از همه ، غربی ها در لاک قوم وقوم پرستی ، فساد اداری و قاچاق مواد مخدر فرو رفتند و قدرت و دولت عملآ به دست حزب فاسيشتی افغان ملت تعلق گرفت. که با يک نظر ساده به اطرافيان و تيم آقای کرزی چون احدي، اتمر، خالد پشتون، غنی احمد زی و سائرين  و  وزارتخانه  های  چون  ماليه ، بانکها ، اقتصاد ، تجارت ، داخله ، دفاع وغيره  به وضاحت  ادارات و تشکيلات فا شيستی قومی و سياسی ديده می شود يا به عباره ای ديگر بعد از کنفرانس بن ، صرفآ تبديلی قدرت از طالبان بی نکتائی به طالبان با نکتائی صورت گرفته است. چون هردو  (دولت کرزی  و  طالبان) محصول امريکائی ـ پاکستانی اند، بنا به تقاضای زمان، تبديلی قدرت از يک نوکر به نوکر ديگر صورت گرفته است

اما اين حاکميت مزدور بعد از چند ماه اول اشتباهاتی را مرتکب شد که سبب افشای چهره ای اصلی آن و در نتيجه سبب يآس و نا اميدی ملی گرديد. که می توان قرار ذيل از بعضی از ين اشتباهات حاکميت نام برد

اول ـ استفاده از کلمات تعريف نا شده و وارداتی چون جنگ سالار و تفنگ سالار، که برای مردم و جامعه نا آشنا و معنی مشخصی را افاده نمی کرد و قابليت تعابير گوناگون را داشت.  از ين کلمات  مخالفين سياسی مجاهدين بيشتر و خوب تر استفاده نمودند تا آ قای کرزی و استفاده از  اين کلمات فاصله بين کسانيکه در به قدرت رساندن کرزی نقش داشتند و دولت کرزی را بيشتر و بيشتر ساخت

دوم ـ چور ملی و فساد تاريخی اداری و حيف و ميل گسترده ای کمک های بين المللی و تآسيس انجو های خانواده گی اطرافيان کرزي، بی برنامه گی دولت و انجو ها و در نتيجه برباد رفتن کمک ها و انتقال آن به حسابات شخصی در خارج 

سوم ـ وابسته گی و تکيه ای همراه با غرور حاکميت به قوای خارجی و سازمان های اطلاعاتی آن ها، به  جای تکيه و سرمايه گذاری  موثر در نيرو های داخلی ، که منجر  به ايجاد بيشتر بی اعتمادی ملی گرديد. و همچنان تلاش بی پايان آقای کرزی به باقی ماندن و دائمی ساختن حضور قوای خارجی جهت بقای حاکميت شان

چارم ـ برخورد های دو گانه و چند گانه ای قومی با دشمنان داخلی و عدم صراحت ، قاطعيت و نداشتن سياست جدی و فعال در رابطه به مداخلات  پاکستان

پنجم ـ عدم صداقت و ثبات شخصيتی و فکری آقای کرزی ، حرکات فريبنده همراه با نيرنگ ، تعهد شکنی و ائتلاف شکنی های  اقای کرزی و حوادث حاشيه ای در لويه جرگه های اضطراری و تقلب در قانون اساسی و انتخابات ها

ششم ـ عدم توزيع متوازن کمکها و باز سازی متوازن در ولايات و قائل شدن تبعيض در زمينه 

به نظر بنده اين حکو مت ملی نبوده و اينها بيشتر لا شخوران اجيير شده ای فاشيستی غربی اند که با استفاده و ديدن طعمه  ها ی چرب در افغانستان از بام و هوا به جان ملت بيچاره ای ما ريختند،  و مشغول لاشخواری اند و هم در ابقای قدرت فاشيستی قومی خود سخت می کوشند ولی بی خبر از ين که هزاره ای امروز جوالی ديروز نيست و ازبک امروز نفر خدمت ديروز نيست و خلاصه اقوام امروز آن ساده های ديروز نيسند اين ها بيدار و طالب حق و عدالت اجتماعی اند و نمی توان با فريب ، نيرنگ ، کلاه و چپن سرشان کلاه گذاشت 

به هر رنگی که خواهی جامه می پوش          من از طرز خرامت می شناسم 

 

                                                                                             نو انديش

                                                                                             دلو  ۱۳۸۴

 

  
نویسنده : Sina s ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤